عقد ودیعه چیست؟

امتیاز ۵ از ۵ – ۱ رای
spinner در حال ثبت رای

عقد ودیعه و تفاوت آن با عقد عاریه

عقد ودیعه و تفاوت آن با عقد عاریه

در این مقاله از سری مقالات مربوط به مشاوره حقوقی می خواهیم در رابطه با عقد ودیعه و عقد عاریه و همینطور تفاوت این دو نوع عقد صحبت کنیم. با ما همراه باشید.

عقد ودیعه چیست؟

قانونگذار در ماده ۶۰۷ قانون مدنی در تعریف عقد ودیعه می‌گوید «ودیعه عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می‌سپارد، برای آن که آن را مجانا نگاه دارد… .» طبق تعریف فوق، نتایج ذیل حاصل می‌شود: 1- ودیعه عقد است …

قانونگذار در ماده ۶۰۷ قانون مدنی در تعریف عقد ودیعه می‌گوید «ودیعه عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می‌سپارد، برای آن که آن را مجانا نگاه دارد… .»

صاحب مال: مودع
امانت گیرنده: ودعی، مستودع
امانت مالکیه: یعنی مودع و مستودعی ­که هر دو شرایط امانت دادن را دارند(۱)، امانت بدهند و بگیرند و این مال نزد مستودع امانت گردد.
امانت شرعیه: در این نوع امانت، مودع وجود ندارد، اما به دلیل شرعی، کسی­ که مال در دست اوست، شرعاً امین است. البته احکام امانت شرعیه و مالکیه با هم متفاوت است.

طبق تعریف فوق، نتایج ذیل حاصل می‌شود:

1- ودیعه عقد است و دو طرف دارد، ودیعه‌گذار که مودع نامیده می‌شود ودیعه‌گیر که مستودع یا امین نام دارد.
2- ودیعه عقدی از جمله عقود معین است و مثل دیگر عقود معین باید شرایط اساسی ماده ۱۹۰ قانون مدنی یعنی قصد و رضای طرفین، اهلیت طرفین، معین بودن موضوع و مشروعیت جهت را در صورت ذکر، داشته باشد.
3- عقد ودیعه نیاز به ایجاب مودع (ودیعه‌گذار) و قبول مستودع (ودیعه‌گیر) دارد. ماده ۶۰۸ قانون مدنی در این خصوص صراحت دارد و می‌گوید: «در ودیعه، قبول امین لازم است؛ اگرچه به فعل باشد .»
4- امانت‌داری مستودع در عقد ودیعه مجانی است و چنانچه امین اجرت دریافت کند، دیگر عقد ودیعه نیست، بلکه اجاره است؛ و امینی که اجرت می‌گیرد، اجیر نامیده می‌شود.

نوع ودیعه در عقد ودیعه چیست؟

طبق ماده ۶۱۱ قانون مدنی، «ودیعه عقدی جایز است.» بنابراین هر یک از مودع و مستودع، هر زمان بخواهد، می‌تواند آن را بر هم بزند.
همچنین ودیعه عقدی عهدی است که به موجب آن مستودع تعهد می‌کند مال امانی را نگهداری کرده و به موقع به مودع مسترد کند.

مصادیق ودیعه در فقه و حقوق

1- سپردن اموال به همسایه در هنگام سفر مصداق ودیعه است، اگر چه عنوان عقد ودیعه را ذکر نکنند.
2- نگهداری اسلحه و موبایل و… که در نگهبانی بعضی ادارات تحویل داده می‌شود.
3- نگهداری کفش‌ها در مساجد.
4- همچنین در مواردی، بعضی ادارات جهت نگهداری وسایل، صندوق امانات تدارک دیده‌اند که احکام و مقررات مروبط به ودیعه بر آن بار می‌شود.

اهلیت طرفین عقد ودیعه 

ماده ۶۱۰ قانون مدنی می‌گوید: «در ودیعه، طرفین باید اهلیت برای معامله داشته باشند. اگر کسی مالی را از کس دیگری که برای معامله اهلیت ندارد، به عنوان ودیعه قبول کند، باید آن را به ولی او رد کند و اگر در ید او ناقص یا تلف شود، ضامن است.»
برای صحت عقد ودیعه، طرفین عقد باید اهلیت داشته باشند؛ یعنی عاقل، بالغ و رشید باشند. در غیر این صورت، عقد ودیعه به واسطه نبود اهلیت باطل است.
بنابراین اگر شخص محجور، مالی را به ودیعه بسپارد، این عقد صحیح نخواهد بود و امانت‌گیرنده، ضامن مال خواهد بود تا این‌ که آن را به ولی یا قیم محجور مسترد کند.
این در حالی است که اگر شخصی که دارای اهلیت است، مال خویش را به عنوان ودیعه به محجور بسپارد، عقد منعقد نمی‌شود و اگر امانت‌پذیر، صغیر غیر ممیز یا مجنون باشد، ضامن نقص یا تلف مال نخواهد بود؛ چرا که خود امانت‌دهنده اقدام به این‌ کار کرده است.
بر اساس ماده 1215 قانون مدنی، «هر کس مالی را به تصرف صغیر غیرممیز یا مجنون بدهد، صغیر یا مجنون مسئول نقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود.»
اما اگر صغیر، ممیز یا سفیه باشد، باید مال را به مالک مسترد کند؛ چرا که عقد منعقد نمی‌شود و آنها به جهت داشتن قوه تمیز و عقل، مسئول هستند.

 شرط مالکیت مالکیت مودع

لازم نیست مودع، مالک مالی باشد که به ودیعه می‌گذارد.
بر اساس ماده ۶۰۹ قانون مدنی، «کسی می‌تواند مالی را به ودیعه گذارد که مالک یا قائم‌مقام مالک باشد یا از طرف مالک صراحتاً یا ضمناً مجاز باشد.»
بنابراین اجیر که مال غیر را برای انجام عملی در دست دارد، می‌تواند با اجازه مالک آن را ودیعه گذارد.

تعهدات مستودع یا امین

1- حفاظت از مال امانتی؛ به همان‌ صورتی که مقرر شده است. در غیر این صورت، طبق متعارف باید عمل کند، در غیر این صورت، ضامن است.
2- عدم استفاده از مال امانی؛ چرا که مال برای حفاظت پیش او گذاشته شده است، مگر این ‌که با صراحت یا ضمنا اجازه در استفاده داشته باشد. در غیر این صورت، اگر اجازه نداشته و استفاده کرده باشد، ضامن است.
3- رد عین مال امانی؛ امین باید عین مالی را که دریافت کرده است، رد کند؛ نه عوض و بدل آن را. مگر این ‌که عین مال از او قهرا گرفته شده یا توسط او تلف شده است که در این صورت، عوض، مثل یا قیمت آن پرداخته می‌شود.
4- ضمانت امین در صورتی است که مال توسط او یا ورثه او تلف شود یا این ‌که در نگهداری مال تعدی و تفریط کند. در غیر این صورت، چون امین است، مسئول تلف یا نقص مال نخواهد بود.
به عبارت دیگر امین مسئول اتلاف است؛ نه تلف.
5- رد مال به مالک واقعی؛ اگر ثابت شود که کسی دیگر مالک است، باید آن را به مالک واقعی رد کند.

تعهدات امانت‌‌گذار

1- پذیرفتن مال امانی در صورت فسخ عقد.
2- پرداخت هزینه نگهداری؛ امانت‌گذار مکلف است مخارج حفظ و نگاهداری مال مورد ودیعه را بپردازد.
نوع دیگری از امانت، امانت قانون است که قانون اجازه نگاهداری ‌آن را به شخص می‌دهد. مثل اشیای پیداشده که پس از پیدا شدن صاحب آن باید به او داده شود.
این نوع امانت، قانونی است؛ چرا که قانون شخص را مکلف می‌کند که اموال را به صاحبش بدهد.

ودیعه جزء عقود جایز است. لذا مودع هر زمان بخواهد، می­‌تواند آن را پس بگیرد و مستودع نیز هر زمان بخواهد، می‌­تواند آن را برگرداند.

شرایط مودع و مستودع مطابق قانون و در فقه

۱. بلوغ
۲. عقل
۳. احتیاطاً باید شخص عاجز از حفظ مال، ودیعه را نپذیرد؛ مگر آنکه مودع، خودش عاجزتر باشد و مستودع دیگری هم نباشد.

سئوالات رایج در عقد ودیعه

۱. اگر کسی، چیزی را از نابالغ یا دیوانه امانت بگیرد، ضامن است و با برگرداندن مال به خود بچه نابالغ یا فرد دیوانه مبرا نمی­‌شود. بلکه باید به ولی آنها برگرداند.
۲. در یک حالت می‌توان از نابالغ یا دیوانه مالی را گرفت و آن زمانی است که بخواهیم مال او را حفظ کنیم (و اگر دست خودشان باشد حفظ نمی­‌شود) که در این صورت “امانت شرعیه” خواهد بود، نه “امانت مالکیه”. لذا باید آن را محافظت کرد و فوراً به دست ولی آنها رساند یا به او اعلام کرد که مال دست اوست. اگر چنین مراحلی انجام شود، دیگر ضامن نیست.
۳. اگر مودع به وسیله دیوانه یا بچه­‌ای مالش را به دست مستودع برساند، ایرادی ندارد؛ چون این دو، خود مودع نیستند.
۴. اگر مستودع بچه غیر ممیز باشد و آن را از بین ببرد، بچه ضامن نیست. اگر بچه ممیزی است که صلاحیت امانت­داری را دارد، در صورتی که در نگه­داری کوتاهی کرده باشد، ضامن است.
۵. معنای شرط ۳ این نیست که عقد ودیعه باطل است، بلکه تکلیف مستودع را بیان می‌کند.

وظایف مستودع چیست؟

در صورت قبول ودیعه، مستودع باید به­ گونه‌­ای که معمول و متعارف است، آن را نگهداری کند تا از تلف شدن و صدمه دیدن محفوظ بماند؛ بدین صورت که آن­ را در جای مناسبی قرار دهد؛ مثلاً اگر زیور­آلات است، آن را در صندوق قفل‌­دار نگه­داری کند یا اگر گلدان است، آن را از سرما و گرما محافظت نموده و به میزانی که لازم است به آن آب و کود بدهد و حتی اگر پیش از گرفتن ودیعه، وسایل و مکان مناسبی برای نگه­داری آن­ ندارد، باید آنچه را نیاز است، فراهم کند.

مواردی که مستودع ضامن است

مستودع امین است. لذا تا زمانی که افراط و تفریط نکرده، ضامن نیست.
۱. اگر خسارت وارد به مال به هر دلیلی، مستند به مستودع باشد، ضامن است. مگر آنکه خسارت به دلیل استفاده­ای باشد که از طرف صاحب مال مجاز بوده است.
مثال: ظرف کریستالی را به امانت نزد شما گذاشتند و شما نیز آن را در جای امنی قرار داده‌­اید. اما هنگام عبور از کنار آن، ناخواسته تعادل بدنی شما به­هم می­‌خورد و موجب شکسته شدن ظرف می­‌شوید. اینجا چون شکسته شدن ظرف مستند به شماست و استفاده مجاز هم سبب شکستن ظرف نبوده، ضامن هستید.
۲. مستودع در نگه­داری آن کوتاهی کرده باشد.
مثال: اگر مال شخصی نزد مستودع باشد و او آن را در جایی قرار دهد که ممکن است بارندگی به آن آسیب بزند و مستودع آن را زیر سایبان قرار ندهد و لذا بارش باران آن را خراب کند، در این صورت ضامن خواهد بود.
۳. اگر مودع جای خاصی را برای حفظ مال تعیین کرده باشد، منتقل کردن آن به­جای دیگر ضمان دارد؛ مگر آنکه در آن محل در معرض خسارت باشد و جای بهتری وجود داشته باشد که در این صورت حتی اگر مودع نهی کند، اشکالی ندارد.
۴. اگر ظالمی بخواهد ودیعه را از مستودع بگیرد، در این حالت حتی اگر حفظ ودیعه منوط به قسم دروغ خوردن باشد، لازم است انجام شود و اگر مستودع چنین نکند، ضامن است. البته دفع ظالم، اگر منجر به جراحت و آسیب بدنی یا بی‌­آبرویی یا خسارت مالی شود، تحمل آن دیگر واجب نیست. بلکه در ضرر بدنی و آبرویی قابل توجه، تحمل آن حرام است. اما اگر این ضررها خیلی کم باشد که غالب مردم آن را تحمل می‌­کنند، واجب است برای حفظ ودیعه آن ضرر را تحمل کرد؛ مثلاً کلام خشن و تندی بگوید که هر چند اذیت­‌کننده است، اما ضرر آبرویی محسوب نمی­‌شود. همچنین اگر فقط با دادن قسمتی از ودیعه دفع ظالم می‌شود، واجب است این کار انجام شود و اگر مستودع چنین نکرد و کل ودیعه را ظالم اخذ کرد، آن­گاه مستودع، مابقی اخذ شده توسط ظالم را ضامن است.
۵. هرگونه استفاده یا تصرفی در مال امانت، بدون اجازه مالک و صاحب اختیار آن، مثل پوشیدن لباس، سوار شدن اتومبیل و… ضمان­‌آور است؛ مگر آنکه حفظ مال و امانت، منوط به آن باشد و راه دیگری نداشته باشد.
۶. اگر مستودع پس از امانت گذاشتن مودع نزد او نیت غصب کند (حتی اگر فعلاً غصب نکند) یا انکار کند چنین ودیعه‌­ای نزد اوست، اگرچه بعداً از انکارش برگردد، یا در صورت مطالبه ودیعه توسط مودع، از برگرداندن ودیعه خودداری کند، در تمام این حالات اگر خسارتی به مال امانت وارد شود، ضامن است.
۷. در هر جایی­ که امانت مالکیه تبدیل به امانت شرعیه شود و مستودع و وارث مستودع در رساندن مال به مالک آن کوتاهی یا در اعلام آن کوتاهی کند، مطابق آنچه در بخش ذیل (موارد ابطال ودیعه) آمده است، شخص، ضامن ودیعه خواهد بود.

ابطال عقد ودیعه

ابطال عقد ودیعه

موت یا جنون مودع یا مستودع موجب ابطال ودیعه می­‌شود. لذا با توجه به اینکه این مسئله برای مودع یا مستودع به‌­وجود آمده ، مراحل زیر اجرا می­‌شود:
الف) مودع بمیرد یا مجنون شود:
ب) مستودع بمیرد یا مجنون شود:

۱. مطالبه مودع:

در اولین فرصت ممکن در صورت مطالبه ودیعه، شخص مستودع باید آن را برگرداند. حتی اگر بنابر احتیاط واجب مودع کافر حربی باشد.
الف) منظور از برگرداندن ودیعه فقط آن است که راه را باز کند تا مالک آن بیاید و آن مال را ببرد.
ب) اگر برگرداندن آن مال به کافر حربی موجب کمک به دشمن دین شود و او را بر علیه مسلمانان مجهز نماید، این کار حرام است.
ج) شاهد گرفتن برای تحویل دادن امانت به مودع، اگر موجب تأخیر زیاد نشود، جایز است.

  ترس سرقت یا تلف شدن مال:

اگر در مورد ودیعه، ترس سرقت یا تلف شدن وجود داشته باشد، باید مراحل زیر طی شود و اگر در انجام دادن هر کدام کوتاهی کند، ضامن است:
الف) رساندن به مالک یا وکیل او؛
ب) رساندن به حاکم شرع (اگر او قادر به حفظ مال است)؛
ج) رساندن به شخص مورد وثوق و امینی که قادر به حفظ مال است (در صورتی­ که حاکم وجود نداشته یا قادر به حفظ نباشد).

 آشکار شدن نشانه‌­های مرگ برای مستودع:

چنانچه به سبب بیماری یا غیر آن، نشانه‌­های مرگ بر مستودع آشکار شد، باید مراحل زیر را طی کند (و اگر در انجام هر یک کوتاهی کند، ضامن است):
۱. رساندن به مالک یا وکیل او؛
۲. رساندن به حاکم شرعی که قادر بر حفظ مال است؛
۳. مستودع وصیت می‌کند و شاهد هم می‌گیرد.
الف) وصیت کردن و شاهد گرفتن باید به­ گونه‌­ای باشد که آن مال برای صاحبش حفظ شود. لذا باید جنس، وصف، مکان مال، نام و مشخصات مالک آن ذکر شود و صرف گفتن اینکه ودیعه نزد من است، کافی نیست.
ب) مرحله آخر در صورتی لازم است که ورثه شخص مستودع، امین و مطلع نباشند. اما اگر آنها مطلع و افرادی امین باشند، وصیت و شاهد گرفتن لازم نیست.

  مسافرت کردن مستودع:

در صورتی­ که مسافرت مستودع با حفظ ودیعه منافات داشته باشد(۲)، در این حالت اگر رضایت مالک در مورد به همراه بردن ودیعه در سفر معلوم نباشد، باید مراحل زیر طی شود و اگر در انجام هر مرحله کوتاهی کند، ضامن است:

وظیفه ورثه مستودع

اگر ورثه می‌دانند که مورّث آنان (مثلاً پدر تازه ­درگذشته آنها) در اموالش ودیعه­ای از مردم نزدش بوده است، مثلاً خود مورّث پیش از مرگ اقرار کرده است، در این صورت باید گزینه­‌های زیر اجرا شود:
۱. اگر عین مال ودیعه در اموال میت مشخص است:
الف) مالک معلوم است: همان مال به مودع داده می‌شود.
ب) مالک معلوم نیست : حکم مجهول‌­المالک را دارد.

۲. اگر عین مال را به صورت ویژه مشخص نکند و فقط در ضمن مصادیقی از جنس واحد معین کند. (مثلاً یکی از گوسفندان)  در این صورت مال با قرعه مشخص می‌شود و به مالک داده می‌شود و در صورت معلوم نبودن مالک، حکم مجهول‌­المالک را دارد.

۳. عین مال را، حتی مصادیقی از یک مجموعه را معین نکند، و فقط بگوید در اموالم ودیعه‌­ای وجود دارد.
الف) مالک معلوم است: در این صورت احتیاط در مصالحه است.
ب) مالک معلوم نیست : در این صورت حکم مجهول­‌المالک را دارد که با حاکم شرع یا نماینده او مصالحه می­‌شود.

۴. مشابه حالت سوم باشد، اما نگوید در اموالم وجود دارد: چیزی بر عهده ورثه نیست؛ مگر یقین به این باشد که میت طبق یکی از موارد ضمان‌­آور (که در درس قبل بیان شد) ضامن بوده و مال از بین رفته است.

 عقد عاریه چیست؟ تفاوت عقد  عاریع با عقد ودیعه چیست؟

تعریف: مسلط کردن دیگری بر مال خود، برای این­که از آن استفاده مجانی (بدون گرفتن عوض) کند.
عاریه عقدی است که به ایجاب و قبول نیاز دارد. هر لفظی که بر عاریه دلالت کند، ایجاب است؛. مانند اینکه بگوید: “این شیء را به تو عاریه دادم” یا “به تو اجازه می دهم که از آن استفاده کنی”. هر لفظی هم که بر رضایت دلالت کند، قبول است.
علاوه بر آن، هر عملی که بر این معنا دلالت داشته باشد نیز کافی است و لازم نیست حتماً لفظ باشد.

شرایط عاریه‌­دهنده

۱. مالک منفعت مال باشد (لازم نیست مالک عین باشد) و شرعاً صلاحیت تصرف در آن را داشته باشد. لذا کسی که غاصب عین یا منفعت مالی است، حق عاریه دادن آن را ندارد.
مثال: صاحب­خانه­‌ای که خانه­اش را اجاره داده، چون مالک منفعت آن نیست، حق عاریه دادن خانه را به دیگری ندارد.
اما مستأجری که خانه را اجاره کرده، حق این کار را دارد؛ مگر آنکه صاحب­‌خانه در عقد اجاره شرط کرده باشد که فقط مستأجر حق استفاده از منفعت را دارد.

اگر بدون اجازه قبلی، مال کسی عاریه داده شود، باید از صاحب اختیار آن اجازه گرفت و اگر اجازه نداد، عاریه باطل است.
۲. بالغ و عاقل باشد. لذا بچه و مجنون، بدون اذن اولیایشان، حق عاریه دادن ندارند.
۳. محجور نباشد. لذا سفیه با اجازه ولی خود و مفلس با اجازه طلبکارها فقط حق عاریه دادن دارند.

شرایط عاریه گیرنده

۱. اهلیت و صلاحیت شرعی بهره‌­بردن از منافع آن مال را داشته باشد. لذا کافر نمی‌­تواند قرآن را عاریه بگیرد یا به شخص محرم نمی‌­توان صید را عاریه داد.
۲. عاریه­ گیرنده باید معین و مشخص باشد؛ مثلاً نمی­‌توان گفت که این شیء را به یکی از این دو نفر عاریه دادم.
۳. عدّه بسیار زیاد نمی­‌توانند عاریه ­گیرنده باشند. اما عدّه محصوری، مثل ۱۰ نفر، می‌توانند باشند که در این صورت هر یک از افراد به نوبت و با قرعه، حق بهره‌­برداری از منفعت را دارند.

شرایط مالی که عاریه می‌دهند:

۱. قابل بهره‌­برداری باشد؛ آن هم بهره‌­های حلالی­ که عین مال از بین نرود. لذا نمی­‌توان نان و روغن را عاریه داد یا جایز نیست ظرف طلا را برای استفاده خوردن و آشامیدن عاریه داد.
۲. معین بودن آن در ابتدا لازم نیست. لذا اگر کسی بگوید یکی از لباس‌­هایم را که دوست داری، عاریه دادم، صحیح است.
۳. آنچه منافع متعدد دارد، در صورتی ­که عاریه آن شیء به خاطر بعض منافع باشد، باید منافع مورد نظر مشخص شود تا معلوم باشد از کدام منافع می‌خواهد استفاده کند. در این صورت حلیت انتفاع از آن شیء مختص به همان منافع می­‌شود و اگر می­‌خواهد از مطلق منافع بهره‌­مند شود، می‌تواند به عموم تصریح کند. مگر آنکه با مطلق گفتن فهمیده شود که از تمام منافع آن جواز بهره­‌مندی دارد.

فسخ کردن عاریه و باطل شدن آن:

۱. عقد عاریه عقد جایز(۶) است؛ مگر عاریه زمین یا قبری برای دفن، در صورتی­ که بدن میت پس از دفن کاملاً در آنجا پوشانده شده باشد که بنابر احتیاط واجب، نمی‌­توان نبش قبر کرد. لذا اگر کاملاً پوشانده نشده، می‌­توان زمین عاریه را پس گرفت. اما در این حالت هزینه حفر قبر و هزینه پر کردن زمین یا قبر (یعنی هزینه کارهای انجام شده) با عاریه­‌دهنده نیست، همچنان ­که پر کردن زمین نیز با عاریه‌­گیرنده نیست.
۲. مرگ عاریه­‌دهنده: بطلان عاریه (بدون نیاز به فسخ)
۳. از بین رفتن سلطه عاریه‌­دهنده (جنون و… ) :بطلان عاریه (بدون نیاز به فسخ)
۴. اگر زمین را برای ساختمان­‌سازی یا درخت­کاری و کاشت عاریه دهند:حق فسخ برای عاریه‌­دهنده و حق گرفتن خسارت برای عاریه­‌گیرنده وجود دارد. اما باید احتیاطاً به نحوی باشد که رضایت طرفین جلب شود؛ یعنی عاریه­‌دهنده رضایت طرف مقابل را و برعکس، عاریه­‌گیرنده، در گرفتن خسارت، رضایت عاریه­‌دهنده را جلب کند.

استفاده های مجاز از عاریه

استفاده­‌های مجاز از عاریه و موارد ضامن بودن عاریه­‌گیرنده

در این رابطه باید موارد زیر رعایت شود:

۱. عاریه­‌گیرنده فقط مجاز است به همان مقدار معمول و متداول از عاریه بهره‌­برداری کند. در غیر این صورت غاصب و ضامن است؛ به این معنا که اولاً: به میزان ارزش استفاده‌­های بیش از حد به عاریه‌دهنده بدهکار است و ثانیاً: اگر در این استفاده­‌های بیش از حد، آسیبی به مال عاریه وارد شود، باید آن را جبران کند و خسارت بپردازد.
مثال: اگر کسی اتومبیلی را عاریه بگیرد و بدون اینکه از صاحب آن اجازه بگیرد که با آن بار جابه‌­جا کند، بارهای فراوان و سنگینی حمل کند، اولاً: باید کرایه حمل بار را به مالک بپردازد؛ ثانیاً: باید هر هزینه‌­ای را که از خسارت اتومبیل به مالک وارد شده، جبران کند.
۲. مال عاریه، در دست عاریه­‌گیرنده، حکم امانت را دارد. لذا در موارد زیر ضامن است:
در نگه­داری آن کوتاهی کرده باشد.
در بهره‌­برداری از آن زیاده‌­روی کرده باشد.
عاریه‌دهنده شرط کرده باشد که به هر دلیلی (اگرچه کوتاهی یا زیاده­روی هم نباشد) عاریه­‌گیرنده ضامن باشد و خسارت را به عهده بگیرد.
موارد سه­‌گانه فوق در مورد غیر طلا و نقره است؛ زیرا در طلا و نقره مطلقاً ضامن است؛ مگر اینکه عاریه‌­گیرنده شرط کند که ضامن نیست.
چنانچه هیچ یک از موارد فوق محقق نشود، اما خسارت وارده به مال عاریه، مستند به عاریه­‌گیرنده باشد، باز هم عاریه­‌گیرنده ضامن است.
مثال: فرض کنید ظرف کریستال حسن در دست علی باشد و به صورت سهوی و بدون کوتاهی در مراقبت از آن، پای علی به آن بخورد و بشکند. علی در اینجا ضامن است؛ زیرا شکستن کریستال مستند به علی است.
۳. چنانچه عاریه‌­دهنده غاصب مال عاریه باشد، در مورد تلف شدن مال یا عوض منفعتی که عاریه‌­گیرنده از آن استفاده نموده:
الف) عاریه­‌گیرنده جاهل به غصب است: ضمان بر عهده غاصب است. لذا اگر مالک اصلی به غاصب رجوع کرد، غاصب نمی­‌تواند به عاریه‌­گیرنده رجوع نماید. اما اگر به عاریه‌­گیرنده رجوع کند، او می­‌تواند به غاصب رجوع کند.
ب) عاریه­‌گیرنده عالم به غصب است : ضمان بر عهده عاریه­‌گیرنده است. لذا اگر مالک به غاصب رجوع کند، در صورتی­ که عین مال تلف شده باشد، غاصب می­تواند به عاریه­‌گیرنده رجوع کند و اگر مالک به عاریه­‌گیرنده رجوع کند، او نمی‌­تواند به غاصب رجوع کند.
نکته:

هر زمان که عاریه­‌گیرنده علم به غصب پیدا کند، جایز نیست آن را به غاصب برگرداند. بلکه باید آن را به مالک برگرداند.

pjorm

مقاله مرتبط :  مهر المثل زوجه چقدر است؟
نوشتهٔ پیشین
رضایت پدر در ازدواج دختر باکره و شرایط آن
نوشتهٔ بعدی
قانون جدید طلاق توافقی
فهرست
Call Now Buttonمشاوره حقوقی تلفنی