جزوه آیین دادرسی مدنی

امتیاز ۰ از ۵ – ۰ رای
در حال ثبت رای

جزوه آیین دادرسی مدنی

قواعد حقوق ۱ـ ماهوی

جهت مشاوره حقوقی در حصوص مسایل حقوقی کلیک نمایید

۲ـ شکلی : مقررات آیین تشریفات و فرآیند رسیدگی

قواعد حقوق شکلی دارای ویژگی های خاصی هستند:

اولین ویژگی امری هستند مگر اینکه در خود قوانین تخییری بودن تصریح شده باشد. قوانین صلاحیت محلی ۳۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی از قوانین تخییری هستند.

دومین ویژگی بحث عطف به ماسبق شدن است در مورد پروندههای سابق هم اجرا می شود مگر قانون استثنا کرده باشد.

قوانین آیین دادرسی مدنی با نظم عمومی و منافع عمومی مرتبط و قوه قضاییه مجری این مقررات است. (آمره

بودن ناشی از این مطلب است)

در آیین دادرسی مدنی به طور خلاصه قواعد مربوط به :

۱ .مراجع قضاوتی (سازمان قضاوتی)

۲ .راجع به دعوا وشرایط اقامه دعوا

۳ .جریان عادی دادرسی و طواری دادرسی

سازمان قضاوتی

مراجع به مراجع قضایی و اداری تقسیم می شود.

مراجع قضایی محاکم عمومی

محاکم اختصاصی

دیوان عالی کشور

مراجع اداری دیوان عدالت اداری

مراجع اختصاصی اداری

محاکم عمومی

۱.دادگاه عمومی حقوقی: به همه دعاوی حقوقی علی القاعده رسیدگی میکند.

۲.دادگاه کیفری ۲ :علی القاعده به همه دعاوی کیفری رسیدگی میکند.

مثلا دعاوی خانوادگی از صلاحیت دادگاه حقوقی خارج و در صلاحیت دادگاه خانوادگی است.

جرائم : قاچاق مواد مخدر یا اسلحه یا جرائم علیه امنیت از صلاحیت دادگاه کیفری خارج در صلاحیت دادگاه انقلاب قرار گرفته است.

در میان مراجع قضایی بالاترین مرجع قضایی دیوان عالی کشور است.

صلاحیت دیوان عالی کشور:

۱ـ نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم از طریق رسیدگی فرجامی (رسیدگی فرجامی موارد خاصی در

دعاوی حقوقی را شامل می شود . ماده ۳۶۷ و ۳۶۸ آیین دادرسی مدنی و در دعاوی کیفری رسیدگی فرجامی

علی القاعده در مورد آن دسته جرائمی انجام می شود که در صلاحیت کیفری ۱ است جرائمی که

مجازات آن اعدام و قصاص و … دارند).

۲ـ ایجاد وحدت رویه قضایی بین محاکم و سایر وظایف که در قوانین و مقررات به آن اشاره شده است.

هر گاه در موضوع واحد بین محاکم در نقاط مختلف کشور اختلاف نظر وجود داشته باشد رئیس دیوان یا

دادستان کل کشور به هر طریقی از این موضوع مطلع شود، جلسه هیات عمومی را درخواست کند و با حداقل

سه چهارم از قضات کلیه شعب دیوان عالی کشور تشکیل می شود. در جلسه هیات عمومی، رئیس دیوان یا معاون

او حضور داشته باشد و حضور دادستان کل یا نماینده او لازم است.

در هیات عمومی اگر شرایط صدور وحدت رویه فراهم باشد نظر اکثریت بعنوان وحدت رویه صادر می شود و

رای وحدت رویه حکم قانون را دارد و جز با رای وحدت رویه موخر یا قانون موخر بی اعتبار نمی شود و برای

همه محاکم الزام آور است.

رای وحدت رویه ۷۹۴ که در ۵/۹۱ صادر شده است: آیا بانکها با گیرندگان وام می توانند در خصوص سود

توافق کنند؛ بین محاکم اختلاف نظر بود. رای وحدت رویه صادر شد که توافق بانک و مشتری برای سود بانکی

که بیشتر از نرخ تعیین شده بانک مرکزی باشد، باطل است.

۳ـ صدور رای اصراری

۴ـ رسیدگی به تخلفات رئیس جمهور

 

۳

۵ـ صلاحیت حل اختلاف در صلاحیت یا تعیین مرجع صالح : اگر بین محاکم قضایی اختلاف پیش آید، دیوانعالی کشور حل اختلاف صلاحیت را بصورت ذیل انجام می دهد:

الف ـ حل اختلاف بین دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری ۱ ) .چون اختلاف در صلاحیت ذاتی پیش آمده است)ب ـ اگر مراجع قضایی به صلاحیت مراجع غیر قضایی از خود رفع صلاحیت کند مثلا دادگاه حقوقی از خودرفع صلاحیت به صلاحیت کمیسیون ماده ۱۰۰ در اینجا دیوان عالی کشور برای تعیین مرجع صالح مداخلهمی کند. (ماده ۲۸ ق.آ.د.م)

موضوع کاربردی: ارتباط دعوای حقوقی و دعوای عمومی : فرض جرمی ارتکاب یافته و جنبه عمومی آنجرم به همراه ضرر و زیان مطرح شود آیا در دادگاه کیفری به هر دو جنبه قابل رسیدگی است یا خیر؟

مثلا شخصی علیه دیگری شکایت خیانت در امانت اقامه و بخواهد مال هم به او مسترد شود؟ طبق قانون جدیدآیین دادرسی کیفری این کار امکان پذیر است تا زمانیکه دادرسی خاتمه نیافته. اما اگر دادرسی خاتمه یافته بایددر دادگاه حقوقی دعوای ضرر و زیان اقامه کرد.

البته نیازمند تقدیم دادخواست و هزینه دادرسی و رعایت اصول و مقررات آیین دادرسی مدنی است.

مراجع قضایی (محاکم عمومی ، اختصاصی، دیوان عالی )

محاکم اختصاصی: صلاحیت رسیدگی به دعوایی را ندارد مگر اینکه در قانون تصریح شده باشد.

مثل دادگاه خانواده، بموجب قانون جدید خانواده مصوب ۱۲/۱۳۹۱ دادگاه خانواده دارای صلاحیتهای اختصاصی است که در ماده ۴ این قانون به آن اشاره شده است و در شهرهایی که در آنها دادگاه خانواده تشکیل شده است دیگر محاکم حقوقی صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به دعاوی خانوادگی را ندارد.

همجنین در قانون جدید خانواده تصریح شده است که در نقاطی که دادگاه بخش وجود دارد و دادگاه خانواده تشکیل نشده است، دادگاه بخش می تواند به دعاوی خانوادگی رسیدگی کند مگر اصل نکاح و اصل طلاق،فسخ نکاح که در دادگاه خانواده نزدیکترین حوزه قضایی رسیدگی می شود.

 

۴

در دادگاه خانواده قاضی مشاور زن هم در کنار قاضی (رئیس شعبه ) حضور دارد. قاضی که در کنار رئیس

دادگاه نظریه مشورتی میدهد و البته نظر او برای قاضی الزام آور نیست و قاضی می تواند مستدل نظر اور را رد

کند. زمانیکه قاضی مشاور زن نیست قاضی مشاور مرد حضور دارد.

در خصوص ایرانیان غیر شیعه یا اقلیت های غیر مسلمان طبق تبصره ماده ۴ خودشان مراجع خاص دارند و آراء

آنها اگر نیاز به اجرا داشته باشد در دادگاه خانواده تنفیذ و شناسایی بعد قابلیت اجرا را خواهد داشت.

قانون جدید خانواده در بحث صلاحیت محلی اولویت را به صلاحیت محلی اقامت زوجه داده است.

طبق ماده ۱۲ ق ج خ: از حیث تشریفات و فرآیند رسیدگی دادگاه خانواده آن است که در قانون جدید خانوده

پیشبینی شده است.

رسیدگی در دادگاه خانواده نیاز به تقدیم دادخواست بدون رعایت تشریفات قانون آیین دادرسی مدنی است.

تشریفاتی که در قانون جدید خانواده ذکر نشده ولی در قانون آ. د. م ذکر شده باشد همان رعایت می شود مثلا

ابلاغ در دعاوی خانوادگی مثل ابلاغ در آ. د. م است.

ولی برخی از تشریفات ق. ج. خ متفاوت از تشریفات آ. د. م است که برخی از آنها در ذیل پرداخته شده است:

الف ـ در بحث مجهول المکانی خوانده :

در قانون آ دم اگه خوانده مجهول المکان باشد از طریق نشر آگهی ( آگهی الکترونیک ) انجام می شود.

در قانون ج. خ اگر خوانده مجهول المکان باشد باید آخرین آدرس خوانده را خواهان معرفی کند و

دادگاه خانواده تحقیق می کند.

در حال حاضر ابلاغ الکترونیک است و ابلاغ از طریق سامانه ثنا انجام می شود و چنانچه ثنا نداشته باشند ابلاغ به

روش فوق انجام می گیرد.

ب ـ تاخیر در جلسه دادرسی:

در قانون آ دم ماده ۹۹ اصحاب دعوا با توافق یکدیگر فقط یکبار.

طبق ماده ۱۰ ق ج خ با توافق یا درخواست هر یک حداکثر ۲ بار تاخیر جلسه دادرسی.

ج ـ طرح دعوا از طریق نماینده:

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵

نماینده قراردادی: وکیل نماینده قانونی: ولی قهری نماینده قضایی: قیم نماینده حقوقی: ماده ۳۲ ق آدم

در دادرسی خانواده امکان طرح دعوا صرفا از طریق نمایندگان مذکور نمی باشد و طبق ماده ۶ ق. ج. خ مادر

می تواند بر علیه پدر، برای نفقه فرزند در شرایط خاص اقامه دعوا کند.

د ـ بحث تامین محکوم به :

در قانون آ. د. م و اجرای احکام مدنی وجود ندارد.

در قانون جدید خانواده در تامین محکوم به، حکم قطعی صادر شده و مهریه به نفع زوجه قطعی شده است زوجه

از دادگاه بخواهد اموال شوهر تا پیش از اجرا تامین و توقیف شود (دادگاهی که حکم نخستین را صادر کرده

است)

رـ دستور موقت:

درامور خاصی مثل حضانت و نگهداری وملاقات طفل و نفقه طفل و محجور، ذینفع می تواند درخواست دستور

موقت دهد(ماده ۱۴ ق ج خ) بدون سپردن تامین و تائید رئیس حوزه قضایی قابلیت اجرایی دارد.

مرجع دیگر: شورای حل اختلاف ـ قانون شورا مصوب ۱۳۹۴

صلاحیت شورای حل اختلاف :

۱ .دعاوی منقول تا ۲۰ میلیون تومان (خود ۲۰ میلیون تومان را هم شامل می شود)

۲ .دعوای تخلیه عین مستاجره (سرقفلی و حق کسب و پیشه محل اختلاف نباشد)

۳ .نفقه -جهیزیه – مهریه تا ۲۰ میلیون قابلیت رسیدگی دارد.

۴ .امکان صلح و سازش نباشد رسیدگی در شورا به صورت ترافعی انجام می شود.

۵ .اعسار از پرداخت محکوم به ، به شرطی که اصل دعوا در صلاحیت شورا باشد.

۶ .تامین دلیل ، به دست آوردن و حفظ کردن دلیلی که احتمال از دست دادن آن هست ، از شورا درخواست

می شود ( شورا یا دادگاه موضوع را به کارشناس یا یکی از اعضای شورا)

رسیدگی در شورا

طبق قانون درخواست می دهند ولی در عمل ذینفع (خواهان) دادخواست کتبی می دهد.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۶

قاضی شورا در مقام رسیدگی مکلف است اصول دادرسی را رعایت نماید.

(اصل ابلاغ به طرفین، اصل رعایت حقوق دفاعی طرفین ، اصل تناظر ، دادن فرصت مساوی دفاع و اظهار و ارائه

ادله ، دفاع هر دو طرف ، اگر رای غیابی به زیان خوانده باشد ارائه واخواهی و …)

رای شورای حل اختلاف اگر

حقوق باشد در محاکم حقوقی قابلیت تجدید نظر و اعتراض دارد.

کیفری باشد در محاکم کیفری۲ قابلیت تجید نظر و اعتراض دارد.

هزینه دادرسی در شورای حل اختلاف :

دعاوی غیر مالی مثل دادگاه

دعاوی مالی نصف هزینه دادگاه

آیا رای حقوقی شورای حل اختلاف که به زیان محکوم علیه صادر می شود مشمول قانون نحوه اجرای

محکومیت های مالی است یا خیر؟

آیا اگر محکوم علیه حکم را اجرا نکرد امکان حبس محکوم علیه وجود دارد ؟ بله آراء قطعی شورا مشمول

قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی است.

اگر در شورای حل اختلاف گزارش اصلاحی صادر کرده باشد ، این گزارش نامه به دستور قاضی توسط اجرا

قابلیت اجرائی دارد.

مراجع اداری عمومی

اختصاصی

در مراجع اداری شاکی یا مدعی مشخص است اعم از حقیقی یا حقوقی غیر دولتی

طرف مقابل دولت در مفهوم (وزارتخانه ، شرکتهای دولتی ، شهرداریها ، مراجع عمومی وابسته به دولت ). تنها

مرجع عمومی اداری که در قانون اساسی پیش بینی شده است دیوان عدالت اداری است.

اگر شخصی نه تنها علیه اداره بلکه کارمند اداره که آن شکایت در خصوص شغل کارمند است در دیوان مطرح

می شود.

دیوان عدالت اداری

۱ـ شعب دیوان (بدوی ، تجدید نظر)

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۷

بدوی با یک قاضی رسیدگی می شود و قابل اعتراض و تجدید نظر است.

تجدید نظر با دو قاضی اعتراض رسیدگی می شود.

۲ـ هیات تخصصی دیوان

۳ـ هیات عمومی دیوان

رسیدگی در دیوان عدالت اداری نیاز مند دادخواست است .فرم مخصوصی است مندرجات الزامی خاصی دارد

و باید امضا شده باشد.

آراء شعب بدوی دیوان عدالت ماده ۶۵ قانون دیوان عدالت ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر

خواهی در شعب تجدید نظر دیوان دارد.

صلاحیتهای شعب بدوی و تجدید نظر دیوان عدالت اداری

۱ـ دعاوی مردم علیه نهادهای دولتی ـ شرکتهای دولتی ـ شهرداریها

۲ـ شکایت از اقدامات مامورین نهادهای دولتی در حوزه فعالیت

۳ـ شکایت از تصمیمات مراجع اداری اختصاصی مثل کمیسیون های شهرداری ـ کمیسیون های مالیاتی و مراجع

تعزیراتی و سایر آراء اداری صرفااز این جهت که قوانین و مقررات را رعایت کرده اند یا خیر

۴ـ شکایتهای استخدامی و شغلی کارکنان دولت و قضات

هیات عمومی دیوان عدالت:

مجموعه ای از قضات شعب مختلف دیوان عدالت اداری اعم از بدوی و تجدید نظر

صلاحیت هیات عمومی دیوان عدالت

۱ـ رسیدگی به شکایت آیین نامه ، تصویب نامه ها ، مصوب دولت، نظام نامه ها کلا یا جزئا از حیث عدم رعایت

قوانین و مقررات

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۸

۲ـ صدور رای وحدت رویه، اگر بین مراجع اداری در موضوع واحد اختلاف رای وجود داشته باشد هیات عمومی

رسیدگی و نظریه اکثریت و رای وحدت رویه صادر می کند این رای الزام آور برای اشخاص حقیقی و حقوقی

مربوطه است.

۳ـ اگر در موضوع واحد حداقل ۵ رای مشابه از شعبات مختلف دیوان عدالت اداری وجود داشته باشد و هیات

تشکیل و رای ایجاد رویه با نظر اکثریت صادر و رای وحدت رویه برای ادارات شعبات دیوان و اشخاص حقوقی

مربوطه و حقیقی لازم الاتباع است.

دعوا

دعوا یکی از مباحث مهم آ.د.م است که در آ.د.م ۲ بررسی می شود.

با تقدیم دادخواست شروع می شود ابلاغ رای شکایت از رای اجرای رای

در بیان ارتباط حقوق ماهوی و شکلی می گوییم حقوق شکلی زمانی کاربرد دارد که حقوق ماهوی ضایع شده

باشد.

تعریف دعوا: به جریان انداختن ادعا در مسیر اثبات آن.

ادعایی که طرح می شود در دادگستری لزوما ادعای واقعی و حتما ذیحق نیست ممکن است یک نفر یک دعوای

واهی مطرح کند.

شرط بنیادین اقامه دعوا ؛ نفع یا منفعت است. یعنی اینکه شخص که طرح دعوا می کند باید نفع یا منفعت داشته

باشد (نفع هر فایده مادی یا معنوی که شخص آن را ادعا می کند )

نفع لزوما به معنای حق نیست. ذینفع لزوما ذیحق نیست.

بین ذینفع و ذیحق رابطه مساوی و مستقیم وجود ندارد ولی بالعکس هر ذیحقی همیشه ذینفع است.

نفع خواهان در دعوایی که طرح می شود با فرض پیروزی از سنجیده می شود یعنی آیا خواهان بر فرض پیروزی

نفعی می برد؟

مثلا شخصی به جای برادرش اقامه دعوا می کند اینجا اگر شخص پیروز هم شود نفعی برایش نیست.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۹

شرایط نفع:

۱ـ نفع ایجاد شده باشد. ایجاد نشده باشد قابل مطالبه نیست (مثلا مطالبه طلب قبل از سررسید)

۲ـ باید قانونی باشد. منافع غیر قانونی یا نامشروع یا غیر اخلاقی یا منافعی که ضمانت اجرای قانونی ندارد و قانونا

قابل مطالبه نیست. مثل تعهد طبیعی، قانونا قابل مطالبه نیست ولی اخلاقا شخص میتواند ایفاء کند. (نفقه ایام

گذشته اقرباءـ تعهدی که مشمول مرور زمان شده باشد)

جلسه دوم

۳ـ ضرورت مستقیم بودن نفع، از سه جهت سنجیده می شود:

ـ نفع باید نسبت به خواهان مستقیم باشد: بنابراین خواهان نمی تواند نسبت به مایملک پدر که هنوز در قید حیات

است اقامه دعوا کند.

ـ نسبت به خوانده هم مستقیم باشد: ما نمی توانیم به جای بدهکار دختر بدهکار را خوانده قرار دهیم.

ـ نفع باید نسبت به موضوع دعوا هم مستقیم باشد. خسارتهای غیر مستقیم نمی تواند موضوع دعوا قرار گیرد.

هر جا خواهان در دعوای مطروحه ذینفع نباشد طبق ماده ۸۹ قرار رد دعوا صادر می شود.

شرایط ذینفع

۱-ذینفع باید در دعوای مطروحه اهلیت تمتع داشته باشد شرکت مدنی چون شخصیت حقوقی مستقل ندارد نمی-

تواند ذینفع باشد.

برای مطالبه نفع هم اگر اصیل نفعی را مطاله می کند باید اهلیت استیفاء داشته باشد .

محجور نمی تواند اصالتا و مستقلا اقامه دعوا کند. سفیه هم نمی تواند دعوای مالی طرح کند.

اگر طرح دعوا توسط نماینده اقامه می شود نماینده باید قانونا شرایط نمایندگی در قانون را داشته باشد.

بر اساس قانون مدنی و قانون آیین دادرسی مدنی و قانون امورحسبی نمایندگی به ۴ نوع تقسیم می شود:

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۰

۱ـ نمایندگی قانونی: مثل ولی قهری (قانون می گوید کودک اگر نفعی داشته باشد آن ادعا را پدرش اقامه می

کند.) وصی منصوب در حدود اختیارات نماینده قانون است.

۲ـ نمایندگی قضایی: دادگاه برای شخصی تعیین می کند. مثل قیم ، امین غایب مفقود الاثر

۳ـ نمایندگی حقوقی: ماده ۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی نماینده ای که شرکتها و اشخاص دولتی و شهرداری ها

در امور حقوقی از کارشناسهای خود برای دعاوی نماینده معرفی کنند.

۴ـ نمایندگی قراردادی: در قرارداد با اصیل منعقد می شود.وکیل دادگستری

انتقال و زوال دعوا

دعوا یک موجود حقوقی است مثل یک موجود زنده است همانطور که موجود زنده یک فرآیند حیات و موت

را دارد دعوا هم به این شکل است.

موت دعوا ، زوال است.

دعوا ممکن است از شخصی به شخص دیگر منتقل شود.

مثل اینکه : یک شخصی دعوای مطالبه وجه طرح کرده علیه بدهکار خود ، در جریان دادرسی خواهان فوت

می کند و دعوا به ورثه انتقال می یابد نسبت به سهم الارث آنها.

انتقال دعوا: یک دعوا اگر قابلیت انتقال داشته باشد از یک شخصی به شخص دیگر منتقل می شود.

دعاوی غیر قابل انتقال: دعاوی قائم به شخص مثل دعوای تمکین و طلاق بین زن و شوهر. دعاوی اصولا قائم به

شخص نیستند (اصل بر غیر قابل انتقال بودن است)

انتقال دعوا به دو صورت است:

۱ـ قهری: ناشی از ارث است . (خواهان فوت کند دعوا قابل انتقال باشد به ورثه منتقل می شود.)

۲ـ ارادی: دعوا با اراده و رضایت از الف به ب انتقال پیدا کند. مثلا در مورد ملکی با شخصی اختلاف دارم طرح

دعوا هم کرده ام همان ملک را که دعوای مطروح دارد منتقل میکنم به شخص دیگری. این انتقال دعوای راجع

به آن هم به تبع اصل حق منتقل می شود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۱

آثار انتقال دعوا:

اگر در جریان دادرسی باشد ، سبب توقف دادرسی می شود تا منتقل الیه در فرآیند دادرسی وارد شود.(ماده ۱۰۵

قانون آیین دادرسی مدنی) و دادرسی از همانجا که متوقف شده ادامه پیدا می کند.

زوال دعوا

یعنی اینکه یک دعوا زائل و برای همیشه از بین می رود.

زوال دعوا وقتی محقق می شود که دعوایی مشمول یکی از عوامل سقوط تعهد شود.

مثال: خواهان حقی از خوانده مطالبه و در حین دعوا تهاتر قهری بوجود آید یا اینکه در دعوای قائم به شخص

فوت یکی از طرفین دعوا، دعوا برای همیشه از بین می رود.

مصداق آن: آخر بند ج ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی، اگر خواهان به کلی از دعوای خود صرف نظر کند

قرار سقوط دعوا صادر می شود.

در موارد تبدیل تعهد ، اقاله ، فسخ ، بطلان ، ابراء (م ۲۸۹ ق م ) ، مالکیت مافی الذمه (م ۳۰۰ ق م) سقوط تعهد

محقق می شود.

سوال: اگر در جریان دادرسی دعوا زائل شود تصمیم دادگاه چیست ؟

دادگاه قرار سقوط دعوا صادر می کند ( قسمت آخر بند ج ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی)

انواع دعوا

نوع دعوا را خواسته خواهان مشخص میکند و بر حسب خواسته دعوا ممکن است:

۱ـ مالی یا غیر مالی باشد

۲ـ منقول یا غیر منقول

۳ـ عهدی

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۲

دعوای مالی و غیر مالی

این دسته بندی آثار متعددی دارد.

ماده ۲۳۰ قانون آیین دادرسی مدنی : دعوای مالی،دعوایی که خواسته آن به طور مستقیم پول باشد یا قابل ارزیابی

به پول باشد(ادعای مالکیت نسبت به یک دستگاه رایانه).

دعوای غیر مالی: هدف اولیه از خواسته دعوا پول نیست هر چند که آثار غیر مستقیم مالی داشته باشد مثل طلاق،

نکاح، نسب، حجر، تمکین

آثار و فایده این دسته بندی:

۱ـ از حیث ضرورت تقویم خواستهاست : اگر خواسته غیر مالی باشد لازم نیست ارزش آن را قید کنیم اگر خواسته

مالی باشد خواهان باید ارزش آن را در قسمت ارزش بهای خواسته تقویم شود.

۲ـ از حیث هزینه دادرسی : دعوای غیر مالی هزینه دادرسی مشخصی دارد (حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ تومان است) اما

دعوای مالی بصورت درصدی نسبت به ارزش خواسته هزینه دارد.

در مقطع بدوی تا ۲۰ میلیون تومان: ۵/۲ درصد و مازاد ۲۰ میلیون ۵/۳ درصد ارزش خواسته

در مقطع تجدید نظر: ۵/۴ درصد محکوم به هزینه دادرسی است.

۳ـ تعیین مرجع صالح: دعوای مالی تا ۲۰ میلیون تومان در صلاحیت شورای حل اختلاف است. دعوای غیر مالی

اصولا از صلاحیت شورای حل اختلاف خارج است (ماده ۹ قانون شورای حل اختلاف).

۴ـ قابلیت یا عدم قابلیت تجدید نظر ماده ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی ؛ آراء دادگاه بدوی در امور غیر

مالی همیشه قابل تجدید نظر است اما در دعوای مالی به شرطی قابل تجدید نظر است که از ۳ میلیون ریال بیشتر

باشد.

۵ـ از حیث نصاب شهود با هم تفاوت دارند.ماده ۲۳۰ قانون آیین دادرسی مدنی؛ دعوای غیر مالی علی القاعده با

شهادت ۲ مرد عادل قابل اثبات است.دعوای مالی حسب مورد یا دو مرد یا یک مرد و دو زن و یا یک مرد وقسم

مدعی قابل اثبات است.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۳

۶ـ کاهش یا افزایش خواسته: خواسته ی غیر مالی قابل افزایش یا کاهش نیست (مثلا خواسته طلاق یا اثبات نکاح

قابل کاهش و افزایش نیست. خواهان یا باید دعوا را ادامه دهد یا مسترد کند ـ ماده ۹۸ ق آ دم) اما در دعوای مالی

اگر قابل تجزیه باشد می تواند کاهش یا افزایش پیدا کند.

شخصی مطالبه طلب می کند به میزان ۱۰۰ میلیون تومان که می تواند کاهش یا افزایش دهد (م ۹۸ ق آدم)

دعوای منقول و غیر منقول

اصل بر منقول بودن دعاوی است و دعوای غیر منقول باید در قانون تصریح شده باشد.

اثر مهم تقسیم بندی دعوا به منقول و غیر منقول در صلاحیت محاکم است. دعوای غیر منقول علی القاعده در

صلاحیت دادگاه محل وقوع مال است.دعوای منقول (م ۱۱ ق آدم) اصولا در صلاحیت محل اقامت خوانده است.

دعاوی غیر منقول ( دعاوی تصرف عدوانی، ممانعت از حق ، مزاحمت نسبت به ملک ، خلع ید ، تخلیه ید غیر

منقول، اجرت المثل مال غیر منقول ) موارد دیگر که اختلاف است ؛ رویه قضایی دعاوی سرقفلی و حق کسب و

پیشه را غیر منقول می دانند ولی در قانون تصریحی در این خصوص وجود ندارد.

یک دسته دعاوی غیر منقول مشهور به دعاوی سه گانه یا ثلاث یا دعاوی تصرف :

(دعاوی تصرف عدوانی ، ممانعت از حق ، مزاحمت نسبت به ملک )

شرایط دعوای تصرف عدوانی:

۱ـ خواهان شخصی است که سابقا آن ملک را در تصرف داشته است (سبق تصرف خواهان)

۲ـ خوانده شخصی است که در حال حاضر در آن ملک تصرف دارد (لحوق تصرف خوانده)

۳ـ خواهان مدعی است تصرف خوانده عدوانی (بدون مجوز) است.

در این دعوا اساسا مالکیت محل اختلاف نیست و هدف از دعوای تصرف عدوانی حمایت از مالک نیست هدف

حمایت از متصرف سابق و یا قانونی است.

اگر تصرف عدوانی خوانده اثبات شود از خوانده رفع تصرف می شود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۴

مثال: یک شخصی مزرعه ای را برای کشاورزی به مدت سه سال اجاره کرده است بعد مالک مزرعه (موجر) در

اثناء مدت اجرا مداخله می کند و ملک را به دیگری اجاره داده است. اینجا موجر مالک مزرعه است چون تصرف

عدوانی است و مستاجر علیه موجر دعوای رفع تصرف عدوانی طرح میکند.

دعوای ممانعت از حق

در جایی است که ۱ـ خواهان حق ارتفاق یا انتفاعی در ملک دیگری داشته باشد

۲ـ خوانده در برابر این حق ارتفاق یا انتفاع مانعی ایجاد کند

۳ـ این ممانعت خوانده عدوانی و من غیر حق باشد (بدون مجوز قانونی)

مثال: مزرعه من در کنار زمین شماست و من این حق را دارم که از زمین شما عبور کرده تا به مزرعه خود برسم

و شما در مسیر راه خاکریز قرار داده اید. (ممانعت از حق ارتفاق)

نکته مهم: دعوای ممانعت ازحق یکی از انواع غیر منقول است. دعوای ممانعت از حق به شرطی قابل استماع

است که اصل حق ارتفاق یا انتفاع بین طرفین محل اختلاف نباشد.

مثلا: اگر من مدعی هستم از زمین دیگری حق عبور دارم و خوانده منکر حق عبور شود اینجا اصل حق ارتفاق

مورد اختلاف است و اول باید دعوای مالکیت طرح شود.

دعوای مزاحمت نسبت به ملک غیر منقول (ماده ۱۶۰ ق آدم)

مثال: شخصی از خانه خودش بدون اجازه به سمت خانه شما در بگذارد و یا پنجره و یا لوله فاضلاب رد کند.

ویژگی مهم این دعوا:

دیگری (همسایه) بدون اینکه در ملک تصرف کند برای ملک شما مزاحمت ایجاد کند. مثلا شخصی در جوار

ملک مسکونی سگ نگهداری کند.

سوال: چرا به این دعاوی ؛ دعاوی سه گانه گویند؟

این دعاوی یک سری قواعد مشترک دارند که آنها را در یک گروه قرار می دهد.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۵

قواعد مشترک:

۱ـ امکان اقدامات تامینی و احتیاطی در دعاوی می باشد.(ماده ۱۶۶ ق آ دم،دستور موقت قسمت دوم ماده ۱۷۴ ق

آدم)

مثال: خواهان علیه خوانده دعوای تصرف عدوانی ملک مطرح میکند و در جریان دادرسی متوجه دیوارکشی

در ملک توسط خوانده شده و در اینجا درخواست دستور موقت از دادگاه می شود تا جلوگیری از اقدامات بعدی

شود.

۲ـ اجرای حکم در دعاوی تصرف: درحالت عادی اجرای حکم منوط به قطعی شدن آن است اما در دعاوی سه

گانه (ماده ۱۷۵ ق آدم) اگر حکم بدوی به زیان خوانده باشد این حکم بلافاصله اجرا می شود و تجدید نظر

خواهی مانع از اجرای حکم نیست. اجرای حکم در دعاوی سه گانه نیاز به صدور اجرائیه نیست.

۳ـ در ملک مشاع هم دعاوی تصرف سه گانه پیش می آید. مثلا سه نفر مالک مشاع هستند و یک نفر کاملا ملک

را بدون اذن تصرف کرده است.

۴ـ تصرف در املاک دولتی هم مشمول همین قواعد است و در دادگاه عمومی حقوقی مورد رسیدگی قرار می

گیرد.

۵ـ تصرف عدوانی ـ ممانعت از حق ـ مزاحمت نسبت به ملک می تواند تحت شرایطی جرم باشد طبق مواد ۶۹۰

الی ۶۹۶ قانون مجازات اسلامی تعزیرات.

این دعاوی سه گانه در چه شرایطی جرم است:

۵ـ ۱ـ با قهر و غلبه انجام شده باشد (تصرف به عنف)

۵ـ ۲ـ علیه یک شخصی نسبت به یک ملکی حکم رفع تصرف عدوانی اجرا شود و خوانده یا محکوم علیه همان

اقدام را انجام دهد.

نکته مهم: دعوای تصرف عدوانی حقوقی و کیفری یک تفاوت مهم دارند، در دعوای تصرف عدوانی حقوقی

مالکیت محل نزاع نیست و اساسا نیاز نیست خواهان مالک باشد اما در دعوای تصرف عدوانی کیفری رویه می-

گوید شاکی باید مالک باشد.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۶

قواعد خاص دعوای تصرف عدوانی

۱ـ دعوای تصرف عدوانی ممکن است علیه امین ، سرایدار، خادم طرح شود. ( ماده ۱۷۱ ق آدم) متصرف سابق

باید ابتدا به شخص یک اظهارنامه ارسال و ده روز از ابلاغ گذشته بعد علیه او دعوای تصرف اقامه شود و اگر

پیش شرط رعایت نشود، قرار عدم استماع دعوا صادر می شود.

۲ـ در اجرای حکم رفع تصرف عدوانی علی القاعده آثار و مستحدثات ایجاد شده قلع و قمع می شود مگر اینکه

خوانده مدعی مالکیت باشد و ظرف یکماه از تاریخ اجرای حکم نسبت به مالکیت اقامه دعواکند و الا قلع و قمع

مستحدثات انجام میشود. (ماده ۶۴ ق آدم)

دعاوی مالکیت و یک دعاوی دیگر غیرمنقول و منقول اگرنسبت به زمین طرح شود دعوای غیرمنقول اگر به مال

منقول طرح شود دعوای منقول

دعوای مالکیت یک دعوای مالی است و اقامه دعوا مستلزم پرداخت هزینه دادرسی است.

بطورکلی با توجه به قانون (م ۲۰ ق م و م ۱۲ ق آدم)دعوای غیرمنقول هر دعوایی که موضوع آن ملک باشد یا

دعوای غیر قراردادی راجع به غیر منقول باشد.

مثلا دعوای راجع به اجرت المثل مال غیرمنقول یا مطالبه اجرت المثل غصب زمین کشاورزی.

اگر بخواهیم از مستاجری اجارهبها بگیریم این اجرت المسمی است و منقول است.

دعوای تخلیه ید

دعوایی است که خواهان موجر علیه مستاجر اقامه میکند و مدعی است:

مهلت اجاره به اتمام رسیده است.

ویا

مستاجر از شروط و مندرجات قرارداد اجاره تخلف کرده است.

استثنائا دعوای تخلیه ید در شورای حل اختلاف قابل رسیدگی است.

دعاوی غیر منقول؛ دعاوی غیر مالی اعتباری هستند.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۷

جلسه سوم

یکی از دعاوی غیرمنقول دعوای خلع ید است در دعوای خلع ید خواهان حتماً باید مالک باشد. (ماده ۲۴ قانون

ثبت)

شخصی که سند رسمی دارد یا حکم قطعی مالکیت برای او صادر شده باشد. پس با یک قولنامه عادی نمی توان

دعوای خلع ید طرح کرد در دعوای خلع ید خواهان مالک است و خوانده متصرف غاصب و خواهان ادعا دارد

از ابتدا ید خوانده غاصبانه بوده است و رفع تصرف از او را تقاضا میکند.

هدف از دعوای خلع ید حمایت از مالک رسمی است دعوای خلع ید دعوای غیر مالی اعتباری است قانونا برای

هزینه دادرسی دعوای غیر مالی اخذ می شود

سوال: اگر شخصی هم مدعی مالکیت باشد هم مدعی خلع ید از ملک باشد میتواند هر دو دعوا را یکجا طرح

کند.

مثلاً خواهان با یک قولنامه عادی ملک را خریداری کرده و ثالثی در ملک تصرف دارد در اینجا خواهان می تواند

دعوای اثبات مالکیت یا الزام به تنظیم سند رسمی و در ضمن آن دعوای خلع ید از ملک را از متصرف تقاضا کند

دادگاه اگر مالکیت شخص را محرز دانست، بعد به موضوع دیگر یعنی رفع تصرف رسیدگی میکند.

اگر در ضمن دعوای خلع ید؛ اجرت المثل ایام تصرف را تقاضا کرد اینجا اجرت المثل مقدم می شود و بعد

کارشناسی اجرت المثل را مشخص میکند.

دعوای تخلیه ید با خلع ید متفاوت است نباید به جای هم طرح کرد وگرنه دادگاه قرار عدم استماع صادر می کند

در تخلیه ید، خواهان موجر علیه مستاجر به جهت اینکه مهلت اجاره منقضی شده یا مستاجر تخلف کرده است

طرح دعوا میکند.

نکته مهم در این دعوا قوانین متعدد است. (ق رم م۵۶یا ق رم م۷۶(

در دعوای تخلیه ی قوانین به غیر قانون آیین دادرسی مدنی می تواند مطرح شود.

صلاحیت دادگاهها حل اختلاف در صلاحیت

صلاحیت به معنای شایستگی یک مرجع در رسیدگی به دعوا

صلاحیت دو نوع ذاتی

محلی

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۸

صلاحیت ذاتی: صلاحیت و شایستگی یک مرجع در رسیدگی به دعوا و مرجع اساساً میتواند رسیدگی کند

یا صلاحیت رسیدگی ندارد مثلاً دعوای طلاق در صلاحیت رسیدگی دادگاه خانواده است و در صلاحیت دادگاه

انقلاب نیست.

صلاحیت ذاتی براساس صنف: اداری، قضایی

نوع: عمومی، اختصاصی

درجه: بدوی، تجدیدنظر

آثار این تقسیم بندی: اگر موضوعی در صلاحیت صنفی اداری است صنف قضایی نمیتواند رسیدگی کند.

ویژگی مهم صلاحیت ذاتی: از قواعد آمره است یعنی نه دادگاه میتواند از قواعد صلاحیت ذاتی تخلف کند نه

افراد دعوا.

نکته دیگر؛ اگرمرجعی صلاحیت ذاتی رارعایت نکند آن رای در صورت اعتراض ذینفع درمراجع بالاتر قطعاً

نقض خواهد شد. (مواد ۳۵۱ قانون آیین دادرسی مدنی بند ۱ ماده ۳۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی)

صلاحیت محلی: صلاحیت محلی فرع بر صلاحیت ذاتی است مثلاً دعوای مطالبه اجرت المثل یک ملک که

ملک در شیراز واقع است صلاحیت ذاتی دادگاه عمومی حقوقی ـ صلاحیت محلی محل وقوع ملک شیراز؛

اصل بر صلاحیت محل اقامت خوانده است که استثنائات متعددی دارد چون اصل بر برائت خوانده می باشد.

اگر خوانده در ایران اقامت داشته باشد: دعوا در ایران

اگر خوانده در ایران اقامت نداشته باشد: محل سکونت وی

اگر خوانده در ایران اقامت نداشته باشد و محل سکونت نداشته باشد: محل وقوع مال غیر منقول خوانده

اگر خوانده در ایران اقامت نداشته باشد محل سکونت نداشته باشد محل وقوع مال غیر منقول هم نداشته باشد:

خواهان در محل اقامت خود اقامه دعوا می کند.

استثنائات اصل صلاحیت محل اقامت خوانده:

۱ .دعاوی غیر منقول در صلاحیت محل وقوع مال

۲ .دعاوی قرار دادی :دعاوی ای که مرتبط با اعمال حقوقی هستند هم در محل انعقاد عقد هم در محل اجرای

عقد هم در محل اقامت خوانده قابل طرح است.

۳ .تامین دلیل (ماده ۱۴(

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۱۹

در امنیت قرار دادن؛ ادلهای که احتمال از بین رفتن آنها وجود دارد در امنیت قرار دهند مثلاً تصادف اتفاق افتاده

و مامور راهنمایی میآید صورتجلسه می کند تصادف را.

یکی از موضوعاتی است که در صلاحیت شورای حل اختلاف است در صلاحیت شورای حل اختلاف محلی

است که ادله و امارات در آنجا واقع شده است.

۴ .دعوای منقول و غیر منقول از یک منشاء حاصل شده باشد اگر این دو باهم اقامه شده باشد دعوای منقول هم

در دادگاهی که دعوای غیر منقول مطرح است رسیدگی میشود مثلا اگر موجر هم تخلیه عین مستاجره را بخواهد

و هم اجارهبهای عین مستاجره را به بخواهد این جاهر دو در محل وقوع مال غیرمنقول رسیدگی میشود.

۵ .دعوا راجع به اموال غیر منقول متعدد یا خواندگان متعدد ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی مدنی): خواهان حق

انتخاب دارد هر کدام از محلها طرح کند.

خواندگان متعدد: دعوای مسئولیت تضامنی اسناد تجاری

۶ .دعاوی طاری (ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی ):در دادگاهی رسیدگی میشود که دعوای اصلی در

صلاحیت آن است

دعاوی اضافی؛ تقابل؛ ورود شخص ثالث و جلب شخص ثالث طاری هستند.

۷ .دعاوی راجع به ترکه متوفی که تقسیم نشده است در صلاحیت آخرین محل اقامت متوفی است(ماده۷(

۸ .دعوای راجع به توقف یا ورشکستگی در دادگاه قانون میشود که متوقف یا ورشکسته در حوزه آن واقع باشد.

۹ .دعاوی راجع به شرکت در مرکز اصلی شرکت اقامه می شود دعوای راجع به اصل شرکت دعوای انحلال

شرکت اختلافات شرکا با خود شرکت در صلاحیت محلی که شرکت مرکز اصلی در آنجا واقع شده است.

مرکز اصلی شرکت را طبق اساسنامه و در روزنامه رسمی آگهی شده باشد تشخیص میدهیم.

نکته مهم: مرکز اصلی شرکت با مرکز عملیات شرکت ممکن است که متفاوت باشد منظور از مرکز آدرسی

است که در اساسنامه وجود دارد و در روزنامه آگهی شده است و دعاوی راجع به تعهدات شرکت در محلی که

شعبه یا نمایندگی شرکت است اقامه می شود به شرطی که آن شعبه یا نمایندگی دایر باشد.

دعوا به طرفیت نمایندگی یا شعبه یا عاملیت یک شرکت نمی تواند به طرفیت نماینده اقامه شود بلکه باید به

طرفیت شرکت اصلی اقامه شود باید به طرفیت دو طرف باشد رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان در این

خصوص صادر شده است.

۱۰ .اعسار از حیث صلاحیت محلی: ( اعسار وضعیت مالی غیر تاجر است ؛ناتوانی مالی فعلی غیر تاجر)

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۰

اعسار دونوع است اعسار از هزینه دادرسی

اعسار از محکوم به

اعسار از هزینه دادرسی در صلاحیت دادگاه بدوی که به اصل خواسته رسیدگی میکند.

اعسار از هزینه دادرسی تجدید نظر و فرجام در صلاحیت دادگاهی است که رای تجدید نظر خواسته و فرجام

خواسته را صادر کرده است.

اعسار از محکوم به: شخصی به موجب حکم قطعی محکومیت مالی پیدا کرده و اظهار ناتوانی دارد (در قانون

نحوه اجرای محکومیت مالی مصوب ۱۳۹۲( در صلاحیت دادگاهی است که آن این را صادر کرده است.

۱۱ .دعاوی راجع به اسناد ثبت احوال: (ماده۲۵ ق آدم و ماده۴ ق ث احوال)

حالت اول: سند در ایران تنظیم ذینفع هم مقیم ایران( محل اقامت)

حالت دوم: سند در ایران تنظیم ذینفع مقیم خارج کشور (محل صدور تنظیم سند )

حالت سوم :سند در خارج از ایران تنظیم ذینفع مقیم ایران( محل اقامت خواهان)

حالت چهارم: سند در خارج از ایران ذینفع مقیم خارج از کشور (دادگاه شهرستان تهران)

۱۲ .دستورموقت: در صلاحیت محلی دادگاهی که موضوع دستور در آنجا واقع شده است حتی اگر صالح به

رسیدگی به اصل دعوا نباشد( ماده ۳۹۰ ق ا. د.م)

دعوای ورشکستگی خوانده در دادگاه عمومی حقوقی مشهد در حال رسیدگی است طلبکاران متوجه میشوند

تاجر ورشکسته که اموالی را از مرز بازرگان خارج کند میخواهند خروج را متوقف کنند اینجا دستور موقت در

جایی مطرح میشود که موضوع در آنجا واقع است نه مشهد.

دعاوی خسارت:

انواع مختلفی دارد.

ماده۵۱۵ :دعوای خسارت عدم انجام تعهد تاخیر در انجام تعهد اجرت المثل انجام تعهد

ماده۵۱۹ :خسارات دادرسی

ماده۵۲۲ :خسارت که موضوع وجه نقد است

دعاوی خسارت میتواند در ضمن دعوای اصلی طرح شود از متفرعات دعوای اصلی است.

شخص دعوای خلع ید مطرح و اجرت المثل و خسارات دادرسی را میخواهد در اینجا در همان دادگاهی طرح

میشوند که اصل دعوا در صلاحیت آن است اما اگر بعد از پیروزی اصل دعوا طرح شود اینجا طبق قواعد

صلاحیت محلی مطرح می شود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۱

۱۴ .دعاوی ناشی از اجرای اسناد رسمی: (ماده ۱ قانون اصلاح بعضی از مواد قانون ثبت و دفاتر اسناد رسمی

مصوب ۱۳۲۲ ،(دادگاه محلی که دستور اجرا صادر شده است دادگاه صالح است.

۱۵ .اختلافات ناشی از اجرای احکام : اگر صرفاً جنبه اجرایی دارد دادگاهی که حکم تحت نظر آن اجرا می شود

صلاحیت حل اختلاف دارد.

مثلاً حکم به خلع ید از غاصب+ قلع و قمع مستحدثات غاصب صادر شده است از دادگاه عمومی حقوقی زاهدان

در مقام اجرا: اختلاف خلع ید به چه صورت اجرا شود یا قلع و قمع به چه صورت اجرا شود؟ اینجا دادگاه عمومی

حقوقی زاهدان این اختلاف را برطرف میکند (دادگاه مجری)

اگر اختلاف در مفاد خود رای باشد رفع ابهام با دادگاه صادرکننده حکم قطعی است مثلاً یک حکمی صادر

شده شخص ثالث نسبت به آن حکم اعتراض دارد( به مفاد حکم اعتراض دارد) به اجرای حکم کاری ندارد

رسیدگی در صلاحیت دادگاهی است که حکم قطعی را صادر کرده است اما اگر اعتراض شخص ثالث به نحوه

اجرای حکم باشد طبق مواد ۱۴۶ و ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی دادگاهی است که اجراییه صادر یا دستور

توقیف اموال را صادر کرده است.

۱۶.تصحیح رای داور: ماده۴۸۷

جلسه چهارم:

۱۶ .تصحیح رای داور(ماده۴۸۷ ق آ د م)

حالت های مختلف :

الف) مهلت داوری باقی باشد: تصحیح رای داوری به درخواست طرفین یا شخص داور با مرجع داوری است.

ب) مهلت داوری منقضی شده باشد :

۱ـ طرفین با هم توافق و تراضی کنند که رای داور تصحیح شود خود داور رای تصحیح میکند.

۲ـ اگر طرفین موافق نباشند، تصحیح رای داوری با دادگاه است دادگاهی که دعوا را به داوری ارجاع داده یا اگر

طرفین خود تراضی بر داوری کردهاند، دادگاهی صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد.

در خصوص دادگاه صالح اجرای رای داور یا دادگاه صالح ابطال رای داور : (ماده ۴۸۸ و ۴۹۰ قانون آیین دادرسی

مدنی که دعوای ابطال یا درخواست اجرای رای داور است):

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۲

در صلاحیت دادگاهی است که دعوا را به داوری ارجاع داده است و اگر طرفین تراضی بر داوری داشتهاند با

دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را دارد.

اگریک مرجعی صلاحیت نداشته باشد تکلیف آن چیست؟واگریک دعوایی به دادگاه ارجاع شده که دادگاه

به صلاح دید خود یا تذکر طرفین متوجه عدم صلاحیت شده است؛ اینجا قرار عدم صلاحیت صادر می کند.

صلاحیت در صلاحیت: یعنی دادگاه خودش صلاحیت را تشخیص می دهد.

معیار تشخیص صلاحیت یا عدم صلاحیت دادگاه در زمان اقامه دعوا است؛ در دعوای حقوقی زمان اقامه دعوا

زمان تقدیم دادخواست است.

اگرمرجعی که صلاحیت ذاتی نداشته رای صادر کند این رای در مرجع بالاتربعد از اعتراض نقض خواهد شد.

اگرصلاحیت محلی رعایت نشده باشد؛درتجدید نظر(ماده ۳۵۲ قانون آیین دادرسی مدنی) اگردادگاه تشخیص

دهد دادگاه صادرکنندهرای فاقد صلاحیت محلی بودهرایحتماً نقضمیشودولی درفرجامبه شرطی رای نقض

می شود که خوانده متذکر شده به عدم صلاحیت محلی و دادگاه توجه نکرده باشد.

بحث اختلاف در صلاحیت

در یک موضوعی بین دو یا چند مرجع رسیدگی اختلاف در صلاحیت رسیدگی پیش آید.

حالتهای اختلاف در صلاحیت: ۱ـ اختلاف در صلاحیت مثبت ۲ـ اختلاف در صلاحیت منفی

اختلاف در صلاحیت ذاتی یا محلی

الف ـ اختلاف در صلاحیت مراجع قضایی با همدیگر

ب ـ اختلاف در صلاحیت مراجع قضایی با مراجع غیرقضایی

اختلاف در صلاحیت مثبت

نسبت به یک موضوع یک عوا دو مرجع اعلام صلاحیت کند.

مثلا نسبت به اموال مصادره شده دعوای طرح و دادگاه انقلاب و دادگاه حقوقی هر دو اعلام صلاحیت کنند.

اختلاف در صلاحیت منفی

در یک دعوا همزمان دو یا چند مرجع اعلام عدم صلاحیت کنند.

اختلاف در صلاحیت ذاتی

چند مرجع که صلاحیت ذاتی ندارند اختلاف در صلاحیت کنند.

اختلاف در صلاحیت محلی

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۳

بین دادگاه عمومی حقوقی شهرستان رفسنجان و جیرفت اختلاف در صلاحیت کنند.

اختلاف در صلاحیت مراجع قضایی با همدیگر: مثلاً دادگاه انقلاب با دادگاه کیفری یک

اختلاف در صلاحیت مراجع قضایی با مراجع غیر قضایی: دادگاه انقلاب با تعزیرات

مرجع حل اختلاف:

حالت اول:کجا مرجع حل اختلاف دادگاه بدوی است؟ جایی که شورای حل اختلاف با همدیگر یا با دادگاه

حقوقی یا با دادگاه کیفری دو اختلاف در صلاحیت داشته باشند.

حالت دوم: مواردی که دادگاه تجدید نظر استان حل اختلاف می کند :

۱ـ بین دادگاههای هم عرض در صلاحیت محلی اختلاف باشد (بین دادگاه شهرستان سپیدان و شهرستان جهرم

اختلاف در صلاحیت محلی شود)

۲ـ اختلاف بین مرجع قضایی بدوی ودادگاه تجدید نظر استان شود: طبق ماده ۳۰ قانون آیین دادرسی مدنی

حالت سوم: مواردی که دیوان عالی کشور حل اختلاف می شود :

۱ـ بین دو یا چند دادگاه همعرض در بین دو یا چند استان مختلف اختلاف در صلاحیت شود.

۲ـ اختلاف در صلاحیت ذاتی :دادگاه انقلاب؛ اختلاف در صلاحیت با دادگاه کیفری ۲ داشته باشد.

۳ـ اختلاف بین دادگاه تجدید نظر با دیوان عالی کشور در صلاحیت باشد.

و مواردی که اختلاف در صلاحیت پیش آید به صرف نفی صلاحیت حل اختلاف با دیوان عالی کشور است:

(ماده ۲۸ قانون آیین دادرسی مدنی )

جایی که مرجع قضایی به صلاحیت مرجع غیر قضایی از خود نفی صلاحیت کند.

اگر مرجع قضایی به صلاحیت مرجع غیر قضایی از خود نفی صلاحیت کند به صرف نفی صلاحیت پرونده باید

به دیوان عالی کشور برود.

مواردی که دیوان عدالت اداری حل اختلاف صلاحیت می کند :

۱.اگر بین مراجع اداری اختلاف در صلاحیت شود با دیوان عدالت است.

۲ .جایی که بین مرجع تالی اداری و عالی اداری اختلاف شود نظرمرجع عالی لازم الاتباع است.

جریان عادی و مرسوم دادرسی

دعوا با تقدیم دادخواست شروعمیشود ابلاغ میشود تشکیل جلسه دادرسی بعد رسیدگی در صورت لزوم قرار

اعدادی بعد رای دادگاه شکایت رای قطعی اجرای رای

دادخواست: یک فرم مخصوص به زبان فارسی با مندرجات الزامی مشخص

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۴

دادخواست متشکل از شرایط اساسی و مندرجات الزامی است مندرجات الزامی :

*مشخصات خواهان

*مشخصات خوانده

*مشخصات وکیل یا نماینده قانونی خواهان

* خواسته

*ادله و مستندات

*شرح دادخواست

دادخواست دو شرط اساسی دارد؛ هرکدام وجود نداشته باشد آن برگه دادخواست محسوب نمیشود و ثبت

نمیشود و دعوا شروع نمی گردد:

۱ـ به زبان فارسی بودن ۲ـ در فرم مخصوص بودن

مندرجات الزامی دیگر دادخواست:

*هزینه دادرسی

*ابطال تمبر مالیاتی وکیل

* امضاء دادخواست توسط خواهان یا نماینده خواهان

اگر یک دادخواستی شرایط اساسی را داشته باشد نوبت به مندرجات میرسد:

۱ـ اگر مشخصات خواهان ناقص باشد (ماده ۵۶ قانون آیین دادرسی مدنی ):دفتر شعبه قرار دارد فوری دادخواست

را صادر میکند

۲ـ اگر مشخصات خواهان کامل و نقص در سایر مندرجات باشد: (ماده ۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی) در چنین

مواردی به دادخواست دهنده اخطار رفع نقص داده میشود و ۱۰ روز مهلت رفع نقص میدهند و اگر در آن مهلت

رفع نقص نشود قرار رد دادخواست توسط مدیر دفتر صادر می شود.

در حال حاضر برای ثبت دادخواست مراجعه به دفاتر خدمات قضایی صورت میگیرد که باید عضو سامانه ثنا

باشیم (خواهان ـ وکیل خواهان)

مشخصات در دادخواست خواهان :

نام؛ نام خانوادگی ؛کد ملی؛( آدرس و کد پستی را می آورد)

مشخصات خوانده:

نام؛ نام خانوادگی ؛(اگر کد ملی داشته باشیم به همراه آدرس )

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۵

خواهان یا خوانده هردو ممکن است شخص حقیقی یا حقوقی باشند.

هر کدام از خواهان و خوانده ممکن است یک نفر یا متعدد باشد خواهان ها همیشه تعدادشان محصور است و

همیشه معلوم المکان هستند آدرس دقیق دارند اگردر یک دعوایی ۲۶۰ خواهان داشته باشیم باید مشخصات همه

را در دادخواست تقدیمی بنویسیم آدرس همه را ذکر کنیم.

خواندگان مثل خواهان ها معمولاً تعدادشان مشخص باشد و معمولاً معلوم المکان باشند.

اگر خواندگان غیر محصور باشند( ماده ۷۴ قانون آیین دادرسی مدنی): طرح دعوا علیه یک روستا؛ باید مشخصات

برخی از افراد مهم را بنویسیم بقیه را اهالی یک روستا (عباس آباد از توابع شهرستان…. و چند تا از افراد سرشناس

روستا را بنویسیم)

اگر خوانندگان مجهول المکان باشند (ماده ۷۳ قانون آیین دادرسی مدنی): از طریق نشر آگهی در روزنامه؛ الآن

نشر آگهی در سامانه آگهی الکترونیک قوه قضاییه انجام می شود.

نکته مهم: خواندگان متعدد باشند مثلاً دو هزار نفر باید همه را خوانده قرار دهیم.

در حال حاضربه تعداد مورد نیاز سامانه ستون باز میکند برای تعداد خواهانها یا خواندگان

نکته عملی: اگر وکیل خواهان هستیم حتماً از موکل بخواهیم کد ملی خوانده را بدهد.

در خصوص اشخاص حقوقی:

مثل انسانها اینها شناسه ملی دارند اگر شناسه ملی داشتیم با نام شخص حقوقی کافیه.

در خصوص اشخاص حقوقی سامانه استعلام شناسه ملی اشخاص حقوقی در سایت وجود دارد.

جلسه ی پنجم

خواسته یا موضوع دعوا یکی از مندرجات الزامی دادخواست است. موضوع دعوا براساس خواسته تعیین میشود.

یکی از تقسیم بندی های خواسته خواسته مالی

خواسته غیر مالی

هزینه دادرسی خواسته غیرمالی ثابت است. هزینه دادرسی خواسته مالی متغییراست و به نسبت خواسته مشخص

میشود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۶

خواسته مالی از حیث هزینه دادرسی

تقویم خواسته

۱ـ خواسته یا پول (وجه نقد) نیاز به تقویم ندارد مثل خواسته مطالبه وجه چک به مبلغ ۳۰ میلیون تومان

۲ـ اگر خواسته ارز یا طلا باشد طبق ماده ۶۲ قانون آین دادرسی مدنی براساس نرخ بانک مرکزی در تاریخ تقدیم

دادخواست ارزیابی میشود.

۳ـ اگر خواسته اقساط پولی باشد، جمع آن اقساط بها

۴ـ اگر خواسته دعوای غیرمنقول باشد براساس نرخ منطقهای محاسبه میشود. (ارزش معاملاتی املاک)

ممکن است در زمان طرح دعوا قیمت بهای خواسته مشخص نباشد مثلا خواسته مطالبه اجرت المثل است جهت

یک باغ؛ زمان اقامه دعوا نمی دانیم اجرت المثل این غضب چقدر است باید بنویسیم فعلا مقوم به:

۱(بالای ۲۰ میلیون تومان در صلاحیت دادگاه عمومی

۲(خود ۲۰ میلیون تومان در شورای حل اختلاف

۳ (کمتر از ۲۰ میلیون تومان در شورای حل اختلاف

بعد از رسیدگی بر اساس نظر کارشناس مشخص میگردد.در آخر ما به التفاوت نظر کارشناسی پرداخت میشود.

اگر خواهان ها متعدد باشند و خواسته متفاوتی داشته باشند جمع بهای خواسته تقویم خواسته است.

برخی از اموال و دعاوی مالی راجب عین است (مطالبه عین منقول باشد) خواهان میتواند خواسته را به هر مبلغ

تقویم کند حتی به کمتر از قیمت واقعی مثلا استرداد یک دستگاه کامیون ۲۰۱۰ مقوم به ۲۰۱۰۰۰۰۰۰ریال :

بیشتر از بیست میلیون تومان که از صلاحیت شورا خارج است؛ کمتر از قیمت واقعی که هزینهی دادرسی کمتر

بپردازد.

تقویم خواسته در قابلیت تجدیدنظر موثر است

در صلاحیت مرجع رسیدگی موثر است

در پرداخت هزینه دادرسی موثر است

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۷

سوال:آیا خوانده میتواند به این تقویم خواسته اعتراض کند؟

مثلا استرداد کامیون مقوم به ۲۰۰۰۰۰۰ ریال بند ۴ ماده ۶۲ و ۶۳ قانون آین دادرسی مدنی خوانده در فرضی

میتواند به این تقویم اعتراض کند که باتوجه به بهای خواسته رای بدوی قطعی شود قابلیت اعتراض نداشته باشد.

تقویم بهای خواسته علی الاصول از طرف خوانده قابل اعتراض نیست مگر اینکه رای در مرحله بدوی قطعی شود.

اعتراض به بهای خواسته مهلت دارد؛ باید تا اولین جلسه دادرسی به عمل آید و میزان مبلغ پیشنهادی را هم خوانده

اعلام کند.

یکی از مندرجات الزامی دادخواست سبب دعوا است.

سبب دعوا (چرایی دعوای خواهان)

از دو حالت خارج نیست یا عمل حقوقی عقد و ایقاع است

واقعه حقوقی غضب اداره فضولی ـ استیفا مشروع و نا مشروع ـ اتلاف ـ ایفا ناروا

مثلا خواهان دعوای مطالبه خسارت ناشی از قصور پزشکی طرح میکند، واقعه ی حقوقی

بین خواهان و خوانده قرارداد مشارکت در ساخت وجود دارد، خواهان دعوای الزام به ساخت طرح میکند، سبب

دعوا قرارداد مشارکت در ساخت است.

اگر دعوای خواهان هیچ سبب نداشته باشد، اینجا قرار عدم استماع دعوا صادر میشود چون دادگاه نمیتواند به

دعوای بدون سبب رسیدگی کند.

اگر دعوای خواهان سبب داشته باشد اما آن سبب توضیحی ابهام داشته باشد در این صورت خواسته منجر نیست

دادگاه طبق ماده ۹۵ قانون آین دادرسی مدنی خواهان را برای ادای توضیح احضار میکند و اگر خواهان حاضر

نشد قرار ابطال دادخواست صادر میشود.

ادله اثبات دعوا

از مندرجات الزامی دیگر است که باید به آن بپردازیم: مثل سند ـ شهادت ـ اقرار نامه کتبی ـ شهادتنامه کتبی و…

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۸

در دادخواست تقدیمی ذکر کند و اگر قابل پیوست کردن در دادخواست است کپی آن را پیوست کند به دلیل

اصل تناظر دادن فرصت برابر به اصحاب دعوا برای دفاع ازخود. تا حد امکان در دادرسی مدنی بحث اقدام پیش

بینی نشده و غافلگیری در دادرسی را نداریم.

در اصل تناظر، خواهان علی الاصول نتواند ادله ای ذکر کند و آنها را در دادخواست خود ذکر نکرده باشد.

اگر شهودی داریم باید کد ملی شهود را در دادخواست بنویسیم چون ممکن است شهود ثنا داشته باشند احضار

آنها هم همانند اصحاب دعوا از طریق سامانه ابلاغ الکترونیکی انجام میشود.

یکی دیگر از الزامات دادخواست مشخصات وکیل یا نماینده است.

ما باید مدرک احراز سمت وکیل یا نماینده را هم به دادخواست در قسمت ادله پیوست کنیم.

اگر دادخواست را نماینده تقدیم ولی مدرک نمایندگی را پیوست نکرده باشد از موارد ماده ۵۴ از طرف مدیر

دفتر اخطار رفع نقص صادر میشود.

یکی دیگر از مندرجات الزامی پیوست های دادخواست است. اگر ما به قولنامه ای، سندی استناد کرده ایم باید

کپی آن را پیوست کنیم. اگر اسناد به زبان غیر رسمی باشد و کپی سند و ترجمه رسمی آن اسناد پیوست

دادخواست نباشد اگر پیوستها ناقص باشند اخطار رفع نقص میشود. (ماده ۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی)

یکی دیگر از مندرجات الزامی هزینه ی دادرسی است. به میزانی که در قانون مشخص شده است.

اگر دادخواست تقدیمی از حیث هزینه دادرسی ناقص باشد اخطار رفع نقص صادر میشود. (ماده ۵۴ قانون آیین

دادرسی مدنی)

خواهان میتواند اعسار از هزینه دادرسی را در دادخواست اصلی درخواست کند و در ستون خواسته می نویسد،

بدوا اعسار از هزینه دادرسی و سپس مطالبه طلب به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان به شرح متن دادخواست .

در شرح دادخواست و ستون ادله، مشخصات شهود اعسار و استشهادیه کتبی شهود اعسار را پیوست میکنیم و

دادگاه ابتدا به اعسار از هزینه دادرسی رسیدگی میکند و اگر پذیرفت رسیدگی بدون پرداخت هزینه دادرسی

شروع میشود و اگر اعسار از هزینه دادرسی را نپذیرفت بعد از حکم قطعی رد اعسار، اخطار رفع نقص برای

پرداخت صادر میشود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۲۹

معافیت موقت ایجاد میکند اگر بعداً حکم به نفع خواهان صادر شد از محل محکوم به وصول میشود.

برای برخی از اشخاص و موسسات امکان معافیت دائم از پرداخت هزینه دادرسی در قانون پیش بینی شده است.

معافیت مطلق دولت از پرداخت هزینه دادرسی را نداریم ولی برخی از موسسات بخاطر قرائنی خاص که وجود

دارد بعد از قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۷۹ به تصویب رسیده اند از پرداخت معاف اند مثل جمعیت هلال

احمر ـ آستان قدس رضوی ـ ستاد اجرایی فرمان امام و….

جریان دادخواست تا جلسه رسیدگی

یک دادخواست که ثبت میشود تا زمان رسیدگی چه تشریفاتی طی میشود:

در زمان تقدیم دادخواست متن شرح دادخواست به دفتر خدمات قضایی ارائه و او ضمائم را اسکن و پیوست

دادخواست میکند و از دادخواست دهنده میخواهد امضا کند و دادخواست به مجتمع قضایی مربوطه ارسال

میشود.

در شهرستان های کوچک که خدمات قضایی نیست دادخواست را به دفتر کل ارائه میدهیم و او به شعبات ارجاع

میدهد.

برای ثبت دادخواست لازم نیست به همان دفتر خدمات قضایی شهری که دعوا را میخواهیم طرح کنیم مراجعه

کنیم.

دادخواست بعد از ثبت به مقام ارجاع ارسال میگردد:

۱ـ در شهر های کوچک به رئیس دادگستری یا معاون ارجاع

۲ـ در شهر های بزرگ دفتر رئیس مجتمع دادگستری یا معاون ارجاع

فرض کنید که یک دعوایی مطرح میشود که در صلاحیت شهرستان گرمسار است در آنجا دو شعبه وجود دارد:

۱(شعبه اول دادگاه حقوقی

۲(شعبه دوم دادگاه حقوقی

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۰

اگر به شعبه ی دوم حقوقی ارجاع گردد به دفتر شعبه میرود، دفتر شعبه فایل ها را پرینت میگیرد و یک پوشه

درست میکند و یک کلاسه ۱۶ رقمی اختصاص میدهد وقتی که وقتی به شعبه رفت یک شماره بایگانی ۷ رقمی

به آن اختصاص میدهند.

اگر بخواهیم در شعبه ی حقوقی پیگیری کنیم باید شماره بایگانی را بدانیم. بعد از اینکه پرونده با شماره بایگانی

پوشه شد، مدیر دفتر پرونده را نزد قاضی شعبه میبرد در اینجا چند حالت بوجود می آید:

۱ـ اگر ناقص بود اخطار رفع نقص صادر میگردد. (ماده ۵۴ قانون آین دادرسی مدنی)

۲ـ اگر کامل بود قاضی در پشت دادخواست می نویسد در دفتر تعین وقت شده و به اصحاب دعوا ابلاغ شود.

جلسه ششم

دو بحث مواعد قانونی

قضایی

ابلاغ

مواعد قانونی: معمولا بصورت روز، هفته، ماه، سال تعیین میشود.

مهلت اعتراض به رای کارشناس یک هفته است، مهلت تجدید نظر خواهی ۲۰ روز از فاصله ابلاغ است. مواعد به

موجب قانون تعیین شده اند.

مواعد قضایی: ماده ۴۴۴ به بعد قانون آین دادرسی مدنی؛ تعیین آنها به مراجع قضایی واگذار شده.

تعیین وقت جلسه دادرسی توسط دادگاه تعیین میشود.

مواعد قانونی از یکسری قواعد تبعیت میکنند:

روز اقدام و روز ابلاغ جزو مهلت ها نیست و به مهلت اضافه میشوند.

۳۰ روز مهلت تجدید نظر، روز ابلاغ محاسبه نمیشود ، ۲۰ روز تقویمی، روز اخر هم محاسبه نمیشود روز بعدی

مهلت آخر است.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۱

روز اول اگر تعطیل باشد یک روز به مهلت ها اضافه میشود. در محاسبه مهلت ها ماه، ۳۰ روز حساب میشود (ماده

۴۴۲ قانون آیین دادرسی مدنی)

ماده ۴۴۶ : اگر دارندگان مهلت مقیم خارج از کشور باشند مهلت ۶۰ روز برای آنها در نظر گرفته میشود.

اگر خواهان یا خوانده متعدد باشند و یکی از آنها مقیم خارج از کشور باشند مهلت ۶۰ روزه برای همه درنظر

گرفته میشود.

مواعد قضایی چند نوع هستند. مواعدی که با روز و ماه و سال مشخص میشوند مثل وقت جلسه رسیدگی برای

۸/۱/۱۴۰۰ ساعت ۹ صبح. وقت معاینه محلی در تاریخ ۲۰/۱/۱۴۰۰ ساعت ۱۱ صبح محل زمین مورد اختلاف

در….

برخی مواقع مواعد مثل مواعد قانونی است مثلا مهلت سپردن تامین در ایراد تامین دعوای واهی ۲۵ روز تعیین

میشود.

علی القاعده از موارد مواعد قانونی تبعیت میکنند .

اگر در اعلام مواعد اشتباهی شده باشد مثلا برای روز تعطیل وقت جلسه عادی گذاشتند …در چنین مواردی آن

وقت ابطال و یک وقت صحیح اعلام میشود.

اگر دارنده مهلت بصورت عذر موجه از مهلت استفاده نکند معمولا یک مهلت دیگری به شخص داده میشود.

تعیین مواعد قضایی با دادگاه است. در مواردی قانون اختیار دادگاه را در تعیین موعد محدود کرده و حداقل و

حداکثری مشخص کرده مثلا در ماده ۷۴ قانون آین دادرسی مدنی اگر یکی از خواندگان مجهول المکان باشد

حداقل فاصله ابلاغ تا روز دادرسی یک ماه است. هرجا که قانون تعیین مهلت را به دادگاه محول کرده و حداقل

و حداکثری تعیین نکرده، تصمیم دادگاه لازم الاتباع است.

ابلاغ:

ابلاغ وقت جلسه ـ ابلاغ نظریه کارشناس ـ ابلاغ رای بدوی

ابلاغ یعنی رسانیدن اخطاریه به مخاطب و از آن رسید گرفته شود و یا قانون اصل را بر ابلاغ به مخاطب در نظر

بگیرد.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۲

با توجه به ماده ۶۸ قانون آین دادرسی مدنی دو نوع ابلاغ وجود دارد ابلاغ واقعی

ابلاغ قانونی

ابلاغ واقعی: اخطاریه به مخاطب و از او رسید گرفته میشود. جز در مورد واقعی، قانونی محسوب میشود.

ابلاغ قانونی: ابلاغ به بستگان ـ الصاق در محل ـ ابلاغ در روزنامه

ابلاغ صحیح

ابلاغ سنتی و ابلاغ الکترونیک

ابلاغ سنتی: ابلاغ در قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده ماده ۶۸ به بعد

ابلاغ الکترونیک: در سامانه عدل ایران انجام میشود.

تاریخ مشاهده ابلاغیه با ساعت و ثانیه در سامانه ضبط میشود، زمان ابلاغ واقعی است. اگر ابلاغیه در سامانه قرار

گیرد و شخص آن را مشاهده نکند ابلاغ قانونی است.

ابلاغ غیر صحیح و نادرست و غیر قانونی :

۱(به شیوه ای ابلاغ شود که در قانون قید نشده است

۲(ابلاغ به اشخاصی که در قانون پیش بینی نشده است.

ابلاغ سنتی (کاغذی): ابلا۵ واقعی و ابلاغ قانونی

حالت های مختلف ابلاغ قانونی:

۱ـ مخاطب اخطاریه را نگیرد، مخاطب اخطاریه را بگیرد و رسید ندهد.

۲ـ نشانی مخاطب صحیح است : بستگان و خادم در آن نشانی ابلاغ را دریافت و رسید میدهند یا بستگان و خادم

در آن محل ابلاغ را دریافت نمیکنند در این صورت مامور الصاق میکند.

۳ـ اگر کسی در محل حضور نداشت و آدرس صحیح بود در محل الصاق میشود.

۴ـ اگر خوانده مجهول المکان باشد ابلاغ از طریق نشر آگهی الکترونیکی انجام میشود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۳

۵ـ اخطاریه مربوط به کارمند به رئیس کارگزینی ابلاغ شود و کارمند را پیدا نکند، ابلاغ قانونی است. اگر به

کارمند تحویل و رسید بگیرد ابلاغ واقعی است.

۶ـ ابلاغ به اشخاص حقوقی:

۱(دولتی باشند طبق ماده ۷۵ قانون آین دادرسی مدنی ابلاغ به مدیر دفتر یا رئیس دفتر ابلاغ واقعی است.

۲(غیر دولتی: ۱ـ اگر به دارنده حق امضا داد و از او رسید گرفت، ابلاغ واقعی ۲ـ اگر به دارنده حق امضا نتوانست

بدهد و به مدیر یا جانشین تحویل و رسید گرفت ابلاغ قانونی است.

اگر آدرس شخص حقوقی صحیح و طبق اساسنامه و توسط روزنامه رسمی اعلان شده و کسی برای دریافت ابلاغ

نباشد الصاق میشود، ابلاغ قانونی است.

نکته آخر: اگر مامور ابلاغ بر خلاف واقع یک تصدیقی انجام دهد، جرم است و تخلف انتظامی است. مامور

ابلاغ ممکن است امضا مخاطب را جعل کند این کار هم جرم و تخلف اداری است.

آثار دادخواست هم برای دادگاه و هم برای اشخاص است:

آثار دادخواست برای دادگاه:

۱ـ دادگاه مکلف به رسیدگی است (اصل ۱۶۷و۳ قانون آیین دادرسی مدنی)

۲ـ تعیین محدوده رسیدگی، دادگاه مکلف است حدود را رعایت و اگر خارج از خواسته خواهان رسیدگی کند

و رای بدهد در مقدار خروج قابل نقض است.

آثار دادخواست برای اصحاب دعوا:

۱ـ ایجاد رابطه حقوقی دادرسی است (اصل تناظر حادث میشود) در رابطه حقوقی دادرسی معمولا خواهان می-

تواند طبق بند های ۳ گانه ماده ۱۰۷ دادخواست خود را مسترد کند. طرفین هم میتوانند با توافق به این رابطه

حقوقی خاتمه دهند. (گزارش اصلاحی صادر میشود)

۲ـ دادخواست سبب زمینهی یک دادرسی علی القاعده ماهوی و علی القاعده منتهی به رای و فصل دعوا بشود.

البته همه دادرسی ها منتهی به حکم قطعی نمیشود و ممکن است با یکی از قرار های قاطع خاتمه پیدا کند.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۴

اظهارنامه

ماده ۱۵۶ و ۱۵۷ قانون آین دادرسی مدنی، فرم مخصوصی به زبان فارسی که به موجب آن اظهارکننده اظهارات

خود را از طریق مرجع ابلاغ برای مخاطب ارسال میکند و اظهار شونده میتواند پاسخ دهد یا خیر.

کارکرد های اظهارنامه

۱ـ وسیله پیشگیری از دعوا است، جایی که شخصی یک حقی را از طریق اظهارنامه مطالبه میکند آن را ایفا

میکند نیازی به اقامه دعوا نیست.

۲ـ میتواند وسیله تحصیل دلیل باشد، اظهارات اظهار کننده یا پاسخ های مخاطب ممکن است مشتمل بر اقرار باشد.

۳ـ برخی موارد ارسال اظهارنامه مقدمه ضروری برای طرح دعواست مثل ماده ۱۷۱ قانون آین دادرسی مدنی

تصرف عدوانی توسط سرایدار، خادم

۴ـ اظهارنامه گاهی سبب قطع مرور زمان میشود، مثلا طلب وجه نقد باشد و ماده ۵۲۲ قانون آین دادرسی مدنی

محقق شود باید مطالبه گردد کا با اظهارنامه یا دادخواست مرور زمان قطع میشود و محاسبه خسارت تاخیر شروع

میشود.

۵ـ اثبات پایان تکلیف قانونی یک شخص، ماده ۱۵۷قانون آین دادرسی مدنی و ماده ۲۷۳قانون مدنی گاهی

تکلیف و تعهدی داریم و برای خاتمه باید حق را در صندوق دادگستری تودیع و مراتب را به طرف مقابل اطلاع

دهیم مثلا ما به شخصی بدهکاریم و طلبکار از دریافت طلب خوداری میکند طی اظهارنامه تودیع آن را به حساب

دادگستری به اطلاع طلبکار می رسانیم.

جلسه رسیدگی:

دادگاه با تقدیم دادخواست مکلف است حداقل یک جلسه دادرسی تشکیل دهد وقت جلسه به سه صورت تعیین

میگردد:

۱(وقت عادی

۲(وقت فوق العاده

۳(وقت خارج از نوبت

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۵

اصل بر تعیین وقت رسیدگی بصورت عادی است. در مواردی پیش بینی شده وقت بصورت فوق العاده یا خارج

از نوبت هم تعیین میشود. وقت فوق العاده، وقتی که داخل در وقت های عادی نیست و بدون اینکه وقتی از قبل

برای آن تخصیص داده شده باشد به موضوع رسیدگی میشود.

جلسه هفتم

رسیدگی به صورت فوق العاده و خارج از نوبت نیاز به تصریح قانون دارد. مثال: رسیدگی به دعاوی تصرف

خارج از نوبت انجام میشود.

* وقت های خارج از نوبت به طور معمول در همان ساعات دادگاه تعیین میشوند.

* وقت های فوقالعاده به طور معمول خارج از ساعات دادگاه یا حتی در روزهای تعطیل انجام می شود.

(ماده ۳۱۴ قانون آیین دادرسی مدنی در بحث دستور موقت)

در مقطعی بدوی تشکیل حداقل یک جلسه دادرسی الزامی است در موارد ضروری دادگاه میتواند بیشتراز یک

جلسه تشکیل دهد.

جلسه اول دادرسی مهمترین جلسه دادرسی است. اصحاب دعوا از اولین جلسه دادرسی یا تا پایان اولین جلسه

دادرسی حقوق و تکالیفی دارند.

مفهوم تا اولین جلسه دادرسی: مهلت از زمان ثبت دادخواست شروع میشود و تا اولین اقدام پایان می یابد.

مفهوم تا پایان اولین جلسه دادرسی: مهلت از زمان ثبت دادخواست شروع میشود و تا پایان اولین جلسه دادرسی

پایان می یابد.

حقوق خواهان تا پایان اولین جلسه دادرسی:

( ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی)

۱ـ افزایش خواسته.

۲ـ خواسته خود را تغییردهد.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۶

۳ـ سبب خود را تغییردهد.

۴ـ درخواست خود را تغییردهد.

به این شرط که این تغییرات تا پایان اولین جلسه دادرسی اعلام و با دعوای اصلی مرتبط و وحدت منشاء داشته

باشد. خواهان می تواند تا پایان جلسه اول دادرسی ایرادات آمره را اعلام نماید. مثل ایراد رد دادرس

حقوق خوانده تا پایان جلسه اول دادرسی:

۱ـ دعوای متقابل طرح کند.

۲ـ طرح ایرادات کند ماده ۸۴ ق آ د م

خواهان و خوانده تا پایان جلسه اول دادرسی حق جلب شخص ثالث را دارند ( ماده ۱۳۵ ق آ. د. م )

تا اولین جلسه دادرسی:

۱ـ حقوق خوانده: (بند ۴ ماده ۶۲ (خوانده می تواند تا اولین جلسه دادرسی به بهای خواسته اعتراض کند.

۲ـ هم خواهان و هم خوانده تا اولین جلسه دادرسی میتوانند، حتی الامکان نسبت به اسنادو مدارک طرف مقابل

تعرض کنند (ماده ۲۱۷ـ ۲۱۹ ق ا د م)

تعرض:

۱ـ اظهار انکار یا تردید: نسبت به سند عادی

۲ـ ادعای جعل: نسبت به سند عادی و رسمی

اصحاب دعوا در اولین جلسه دادرسی یک سری تکالیف دارند:

۱ـ به همراه داشتن اصل اسناد و مدارک.

۲ـ خوانده باید علاوه بر اصل اسناد یک کپی از اصل اسناد را به همراه داشته باشد.

سوال: چرا اصحاب دعوا باید اصل اسناد را در اولین جلسه دادرسی همراه داشته باشند؟

جواب: چون طرف مقابل ممکن است اظهار انکار یا تردید یا ادعای جعل کند.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۷

اظهار انکار یا تردید:

انکار : امضاء، مهر، دست خط، نوشته متعلق به خود را مورد تعرض قرار می دهد.

تردید: امضاء، مهر، دست خط، نوشته متعلق به دیگری را مورد تعرض قرار میدهد.

خواهان اگر اصل سند رسمی را به همراه نداشته باشد: دادگاه می تواند اصالت سند رسمی را از مرجع صادرکننده

استعلام کند.

خواهان اگر اصل سند عادی را همراه نداشته باشد:

۱ـ خواننده تعرض می کند، (انکار یا تردید ماده ۹۶ ق ا د م) آن سند از اعداد دلایل خواهان خارج میشود.

۲ـ خوانده تعرض نمیکند، رسیدگی ادامه مییابد. دادگاه میتواند طبق ماده ۱۶۹ ق آ. د. م برای کشف حقیقت

درخواست اصل سند کند.

۳ـ اگر تعرض به صورت ادعای جعل باشد، به ذینفع ۱۰ روز مهلت داده میشود که اصل را حاضر کند.

سوال: اگر خوانده اصل سند همراهش نباشد و خواهان اظهار انکار یا تردید کند، علی الاصول آن سند از اعداد

دلایل خارج میشودولی طبق ماده ۹۶ ق ا د م، خوانده می تواند از قاضی مهلت بخواهد و قاضی می تواند مهلت

دهد.

اعلام وجود دعوایی مرتبط:

اصحاب دعوا این تکلیف را دارند که دادگاه را از وجود دعوای مرتبط آگاه کنند (ماده ۱۰۲ ق ا د م) تا دادگاه

دعاوی مرتبط را یک جا رسیدگی و از صدور آراء متعارض جلوگیری شود.

مفاهیم مرتبط با جلسه رسیدگی:

۱ـ تاخیر جلسه رسیدگی:

تاخیر جلسه رسیدگی یعنی جلسه در وقت مقرر کلاً یا جزئاً تشکیل نمیشود و به وقت دیگری موکول میشود،

روز جلسه امروز بوده و قاضی حاضر نمی شود و جلسه به تاخیرمی افتد.

تغییر جلسه می تواند ناشی از توافق اصحاب دعوا باشد:

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۸

۱ -ماده ۹۹ ق ا د م در دادگاه حقوقی

۲ -ماده ۱۰ ق ح خ : هر یک از طرفین میتوانند حداکثر دو بار تاخیر جلسه دادرسی را بخواهد.

اگر تاخیر جلسه ناشی از عواملی باشد که به اصحاب دعوا مربوط نیست اینجا حداکثر ۲ ماه بعد جلسه بعدی تعیین

میشود.

۲ـ تجدید جلسه رسیدگی:

یعنی جلسه تشکیل می شود ولی قاضی برای ادامه تشخیص جلسه دیگری را لازم می داند تا پرونده معد صدور

رای قاطع شود. تجدید جلسه معمولاً به خاطر رسیدگی به ادله طرفین دعوا است.

تعداد جلسات رسیدگی از نظر قانون محدود نیست و دادگاه میتواند به هر تعداد لازم جلسه رسیدگی تشکیل

دهد.

توقیف دادرسی:

متوقف شدن جریان دادرسی که شروع شده است.

توقیف دادرسی استثناء است و اصل بر این است که نمی توان رسیدگی قضایی را که شروع شده را توقیف کرد

و تنها در موارد قانونی امکان پذیر است.

مثال توقیف دادرسی:

۱ـ ماده ۱۰۵ ق ا د م.

۲ـ ماده ۱۹ ق ا د م.

۳ـ در اعتراض ثالث طاری و اعاده دادرسی طاری: رسیدگی به دعوای اصلی ممکن است به خاطر اعتراض یا

اعاده متوقف شود.

ختم مذاکرات اصحاب دعوا:

یعنی از نظر دادگاه دیگرتشکیل جلسه دادرسی لازم نیست و توصیه ها و توضیحات شفاهی طرفین کافی است.

اعلام ختم مذاکرات الزامی نیست. کلمه ختم مذاکرات فقط در بند ج ماده ۱۰۷ ا د م به کار رفته است.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۳۹

اثر اعلام ختم مذاکرات:

۱ـ دادگاه بعد از اعلام دیگر نمیتواند جلسه رسیدگی با حضور اصحاب دعوا تشکیل دهد مگر اینکه از اعلام

عدول کند.

۲ـ بعد از اعلام ختم مذاکرات، خواهان نمی تواند دعوای خود را مسترد کند مگر اینکه خوانده راضی باشد.

نکته: بعد از اعلام ختم مذاکرات استرداد دعوا خواننده راضی است قرار رد دعوا.

خوانده راضی نیست ادامه دادرسی و قاضی رای میدهد.

مگراین که خواهان به کلیاز دعوایخود صرف نظر کند که در اینجا قرار سقوط دعوا صادر میشود.

اعلام ختم دادرسی:

اعلام ختم دادرسی الزامی است و دادگاه مکلف است وقتی معد صدور رای قاطع شد، ابتدا اعلام ختم دادرسی

کند. برای اعلام ختم دادرسی از نظر دادگاه هیچ اقدام نیاز نیست و دادگاه ختم دادرسی را اعلام می کند.

آثار اعلام ختم دادرسی:

۱ـ ظرف یک هفته از اعلام انشاء رای کند.

۲ـ با اعلام، دیگر جلسه دادرسی تشکیل نمی شود و هیچ مدرکی از طرفین پذیرفته نیست.

۳ـ ورود شخص ثالث قابل تصور نمی باشد.

اگر دادگاه اعلام ختم دادرسی کرد و بعد متوجه اشتباه خود شد می تواند از اعلام عدول کند.

تصمیمات دادگاه ها:

عمل دادگاه از دو حالت خارج نیست:

یا اداری است که معمولاً توسط دفتر دادگاه انجام میشود مثل اخطار رفع نقص.

یا قضایی است که عمل قضایی دادگاه معمولاً در قالب رای است.

رای در ماده ۲۹۹ آ د م تعریف شده است که دو صورت دارد:

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۰

۱ـ یا تصمیم دادگاه که در ماهیت دعوا و قاطع آن است که حکم نامیده میشود.

۲ـ یا تصمیم دادگاه که در ماهیت یا قاطع آن است که قرار نامیده می شود.

۳ـ یا هیچ کدام است.

دادگاه ها در امور حسبی هم تصمیمگیری میکنند. مثل: نصب امین برای غایب مفقودالاثر یا نصب قیم برای

غایب و غیره.

تصمیم دادگاه اغلب در قالب رای است و رأی اعم از حکم و قرار است.

حکم چهار ویژگی دارد در ماده ۲۹۹ آمده است:

۱ـ حکم در مورد ماهیت دعوا است: مثلاً در دعوای مطالبه خسارت دادگاه تعیین می کند آیا به خواهان خسارت

وارد شده است؟ به چه میزان خسارت وارد شده است؟ و سپس اتخاذ تصمیم می کند.

۲ـ حکم قاطع دعوا است: یعنی به موجب حکم رابطه پرونده با دادگاه صادرکننده قطع می شود.

۳ـ حکم در امور ترافعی است یعنی اختلافی باشد و رسیدگی را اقتضاء کند.

۴ـ حکم از دادگاه صادر میشود به رای مراجع دیگر علی القاعده حکم اطلاق نمیگردد.

و این به دلیل اصل تفکیک قوا است که صدور حکم قوه قضاییه محول شده است.

دادنامه

ماده ۲۹۵ ا.د.م: دادگاه حداکثر ظرف یک هفته انشاء رأی میکند و این رأی حداکثر ظرف ۱۵ روز بعد از تاریخ

انشاء به صورت دادنامه در میآید. دادنامه نسخه تایپ شده رای قاطع دادگاه است و به اصحاب دعوا ابلاغ می

شود.

در سمت چپ بالایصفحه شماره کلاسه ۱۶ رقمی، شماره ۱۶ رقمیدادنامه، شماره بایگانی، تاریخصدور دادنامه،

مشخصات طرفین، خواسته، گردشکار، استدلال و مدارک طرفین، مستندات دادگاه، منطوق رای(حاکم و محکوم

را در اینجا تعیین میکند).

رای که به صورت دادنامه درآمد به اصحاب دعوا ابلاغ می شود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۱

آثار ابلاغ دادنامه:

۱ـ مهلت های اعتراض به رای از تاریخ ابلاغ دادنامه است.

۲ـ اگر رای قطعی باشد می توان درخواست اجرای رای نمود.

اگر خوانده در فرآیند دادرسی مجهول المکان باشد رای به صورت آگهی در روزنامه ابلاغ میشود.

جلسه هشتم

دادنامه ممکن است نیاز به تصحیح داشته باشد.

تصحیح: رفع اشکالات عبارتی، تایپی، قلمی، (رفع هر نوع اشکالی که ماهیتی نباشد.)

تصحیح دادنامه معمولاً توسط همان دادگاه انجام میشود که رای را صادر کرده است مگر اینکه نسبت به رای

در مراجع بالاتر صحیحا اعتراض شده باشد.

تصحیح رای:

۱ـ در دادگاه تجدید نظر انجام می شود. (ماده ۳۵۱ ق ا د م)

۲ـ یا تصحیح رای تجدید نظر بعد از اعتراض صحیح در مرحله فرجام.

آثار حکم دادگاه:

۱ـ نسبی بودن آن است: که نسبت به طرفین اثر دارد و حکم دادگاه به عنوان سند رسمی میتواند در برابر اشخاص

ثالث مورد استناد قرار گیرد.

۲ـ مشمول قاعده فراغ دادرس: وقتی قاضی در پرونده رسیدگی و حکم صادر کرد دیگر نمیتواند مداخله در

پرونده کند.

فراغ دادرس نتیجهاظهار نظر ماهوی است. بند د ماده ۹۱ ا.د.م، اگر قاضی قبلاً در آن پرونده به عنوان شاهد یاداور

نظر ماهیتی داد، دیگرنمیتواند در این پرونده وارد شود.

علت قاعده فراغ دادرس: حفظ استقلال قاضی و بی طرفی قاضی است.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۲

استثنائات قاعده فراغ دادرس:

الف ـواخواهی ماده ۳۰۵ ا د م

ب ـ اعاده دادرسی ماده ۴۲۶ ا د م

ج ـ اعتراض شخص ثالث ماده ۴۱۷ ا د م

د ـ رفع این اجمال در حکم

ه ـ رفع مشکلات اجرایی حکم مواد ۲۶ و ۲۷ ا د م

۳ـ شمول قاعده اعتبار امر قضاوت شده: یعنی وقتی قاضی در موضوع حکم صادر کرد و قطعی شد، موضوع بین

همان اصحاب دعوا به همین سبب قابل طرح و رسیدگی مجدد نیست.

۴ـ حکم تنها به یکی از شیوه هایی که در قانون تعیین شده است قابل شکایت است ولی به هیچ عنوان قابل ابطال

نیست.

انواع حکم اعلامی و تاسیسی

حضوری و غیابی

غیرقطعی، قطعی، نهایی

حکم اعلامی: حکمی که به موجب آن دادگاه وضعیتی را که در قبل وجود داشته صرفاً اعلام میکند مثل اعلام

اصالت یک سند.

حکم تأسیسی: حکمی است که به موجب آن دادگاه وضعیت جدیدی را برقرار می کند مثلاً در دعوای مطالبه

خسارت، دادگاه خوانده را از تاریخ …. به پرداخت خسارت محکوم می کند.

ویژگی حکم اعلامی:

۱ـ معمولاً حکم اعلامی قابل اجرا نیست.

۲ـ معمولاً حکم اعلامی مقدمه یک حکم تاسیسی است.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۳

حکم حضوری: اصل بر حضوری بودن احکام است. (نسبت به خواهان همیشه حضوری است.) اگر خوانده غائب

بود و حکم به زیان او هم بود، خوانده می تواند نسبت به آن اعتراض کند.

قابلیت شکایت حکم:

۱ـ قابل تجدیدنظرخواهی باشد = غیرقطعی.

۲ـ قابل تجدیدنظرخواهی نباشد یا مهلت تجدیدنظرخواهی منقضی شده باشد و یا از دادگاه تجدید نظر صادر شده

باشد = قطعی است.

۳ـ حکم نهایی: حکمی که از دیوان صادر شده است که یا از ابتدا قابل فرجام نبوده یا قابل فرجام بوده و مهلت

فرجام های منقضی شده است.

قرارها:

۱ـ قرارهای قاطع دعوا: راجع به ماهیت دعوا نیست و با صدور آنها پرونده در مرجع صادر کننده پایان مییابد مانند

قرار رد دادخواست

۲ـ قرار اعدادی: قرارهایی که راجع به ماهیت هستند ولی قاطع دعوا نیستند مثلا برای مطالبه خسارت دادگاه پرونده

را به کارشناس ارجاع تا به صورت ماهیتی نظر دهد.

۳ـ قرارهایی که نه راجع به ماهیت هستند و نه قاطع دعوا : مثل قرار تامین خواسته دستور موقت.

قرارهای اعدادی و مقدماتی یا تحضیری: قرارهایی که پرونده را آماده صدور رای میکند.

۱ـ قرار ارجاع امر به کارشناس

۲ـ قرار معاینه محل

۳ـ تحقیقات محلی

قرارهای ارجاع امر به کارشناس مانند: مراجعه به پزشکی قانونی، قرار تطبیق ماده ۲۲۳ ، قرار استکتاب ماده ۲۲۴.

نتیجهقرارهای اعدادی: اماره قضایی محسوب میشوند و این قاضی است که نهایتا تصمیم می گیرد که کارشناس

و غیره نظرش اعتبار دارد یاخیرمواد ۲۵۵ و ۲۶۵ ا د م.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۴

قرارهای اعدادی:

۱ـ قرارهای ساده

۲ـ قرارهای قرینه

قرار ساده قراری که صرف صدور آن نشان نمی دهد دادگاه به نفع کدام طرف رای میدهد. مثلاً در دعوای رفع

تصرف عدوانی دادگاه برای تشخیص و کشف حقیقت که ادعای خواهان درست است یا خیر قرار کارشناسی

صادر می کند.

قرار قرینه: صرف صدور قرار نشان می دهد که دادگاه به سمت یکی از طرفین متمایل شده است. مثلاً در مطالبه

خسارت، دادگاه تعیین میزان خسارت را به کارشناس ارجاع می دهد و قرار کارشناسی صادر میکند. این نشان از

پذیرفتن اصل خسارت و به نفع خواهان است.

قرارهای قاطع ماده ۳۳۲ ا د م: قراری است که با صدور آن پرونده از دادگاه صادرکننده خارج بدون آنکه در

ماهیت دعوا حکمی صادر شده باشد.

اگر پرونده صحیحا مطرح نشود این قرار صادر میشود.

قرار رد دادخواست:

ممکن است نسبت به هر دادخواستی صادر شود اعم از بدوی، تجدیدنظر، فرجام، اعاده و غیره

حالت های مختلفی دارد:

۱ـ دادخواست تقویمی نقص داشته باشد و در مهلت قانونی از آن رفع نقص نشده باشد ماده ۵۴ ا د م.

۲ـ مشخصات خواهان در دادخواست بدوی ناقص باشد ماده ۵۶ ا د م.

۳ـ دادخواست شکایت از رای خارج از مهلت شکایت طرح شده باشد و طرح کننده نتوانند عذر موجه خود و

معاذیرقانونی را مطرح کند، قرار رد دادخواست صادر می شود ماده ۳۰۶ ا د م.

۴ـ ایرادتامین واهی ماده ۱۰۹ ا د م. ایرادتامین اتباع بیگانهمطرح شود و خواهان نتواند در آن مدت تامین را تودیع

کند. ماده ۱۰۹ و ماده ۱۴۷ ا د م.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۵

قرار ابطال دادخواست:

قاعدتاً زمانی صادر می شود که خواهان وظیفه داشته و انجام ندهد و بدون آن امکان رسیدگی در ماهیت نباشد.

۱ـ ماده ۹۵ قانون آیین دادرسی مدنی

۲ـ ماده ۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی

۳ـ در زمانی که دادگاه به معاینه محلی ارجاع می دهد و خواهان وسایل اجرای معاینه را فراهم نکند و بدون آن

امکان رسیدگی نباشد دادگاه قرار ابطال دادخواست صادر می کند. ( ماده ۲۵۶(

۴ـ ماده ۲۵۹ ق ا د م.

استثنایی که قرار ابطال دادخواست خلاف قاعده بدون قاعده صادرمی شود بند الف م ۱۰۷ ق ا د م است اگر

خواهان اولین اقدام در جلسه اول دادخواست خود را استرداد کند قرار ابطال دادخواست صادر می شود.

قرار سقوط دعوا:

همیشه موافق قاعده صادر می شود.

سقوط به معنای ساقط شدن دعوا به طور کلی است.

به طور کلی و به عنوان قاعده اگر دعوا در جریان رسیدگی برای همیشه از بین رود قرار سقوط دعوا صادر می

شود به عبارت دیگرهرگاه دعوا مشمول موارد سقوط دعوا شود قرار سقوط دعوا صادر میشود مثل ابراء، تهاتر،

تبدیل تعهد، مالکیت ما فی الضمه.

قرار سقوط دعوا اگر قطعی شود اعتبار امر قضاوت شده را دارد.

مصادیق صدور قرار سقوط دعوا: اگر در دعوای قائم به شخص یکی از طرفین فوت کند.

قرار عدم استماع دعوا ماده ۳۳۲:

هرگاه دعوا قانونا قابل استماع نباشد و مورد از موارد رد دعوای ماده ۸۴ ا د م نباشد، قاضی این قرار را صادر می

کند. مثلاً ماده ۴۲۰ ا د م : معترض ثالث همه اصحاب دعوا را خوانده قرار ندهد یا شخصی که دعوای مالکیت

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۶

طرح کرده بعد دعوای تصرف عدوانی مطرح کند قرار عدم استماع صادر می شود یا در حالی که در قرارداد

طرفین شرط داوری دارد یکی از طرفین دعوا را در دادگاه طرح کند.

قرار رد دعوا:

معمولاً قاعده مند است و در این موارد صادر می شود:

۱ـ دعوای یکی از ایرادات شکلی بندهای ۳ الی ۱۱ ماده ۸۴ را داشته باشد

۲ـ جایی که طبق ماده ۳۵ دادگاه تجدیدنظرمتوجه نقص در دادگاه بدوی شده و رفع نقص نشود.

۳ـ دادگاه سمت غیرقانونی احراز دهنده را احراز کند.

۴ـ طبق بند ب و ج ماده ۱۰۷ آ د م، اگر دعوا در جریان دادرسی مسترد گردد قرار رد دعوا صادر می شود و اگر

بعد از ختم مذاکرات باشد به شرطی که خوانده راضی به استرداد باشد قرار رد دعوا صادر می شود و اگر خوانده

به این استرداد راضی نباشد دادگاه رسیدگی را ادامه میدهد ولی اگر خواهان به طور کلی از دعوا صرف نظر کند

قرار سقوط دعوا صادر خواهد شد.

قرار اناطه:

ماده ۱۹ اگر خواهان دعوا را ظرف یک ماه در دادگاه مورد نظر طرح نکند.

قرارهای قاطع طبق ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی:

۱ـ قابلیت تجدید نظر خواهی دارند.

۲ـ به صورت دادنامه در می آیند.

۳ـ بجز قرار سقوط دعوا مابقی قرار های قاطع در خصوص دعوا صادر میشود و مجدداً میتواند دعوی را در

دادگاه طرح کرد.

۴ـ بایستی به اصحاب دعوا ابلاغ شود.

۵ـ اعتبار امر قضاوت شده ندارند.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۷

جلسه نهم

قرارهای شبه قاطع

قرارهایی هستند که با صدور آنها حسب مورد شعبه دادگاه، قاضی پرونده، مرجع رسیدگی تغییر پیدا می کند.

۱ـ قرار امتناع از رسیدگی ۲ـ قرار عدم صلاحیت

قرار امتناع از رسیدگی

۱ـ قاضی مشمول یکی از موارد جهات رد دادرسی باشد. (ماده ۹۱ ق آدم)

۲ـ تبصره ماده ۳ :جایی که قاضی مجتهد باشد و قانون را خلاف شرع بداند.

۳ـ در ماده ۱۰۳ ق آدم: دعاوی داری ارتباط کامل در شعبان مختلف باشند این دعاوی به تشخیص مقام ارجاع در

یک شعبه جمع می شود. شعبه ای که پرونده از آن گرفته می شود قرار امتناع از رسیدگی صادر میکند.

و پرونده ای که پرونده به آن ارجاع می شود قرار توامان صادر می کند.

قرار عدم صلاحیت

در جایی صادر می شود که پرونده ای به دادگاهی ارجاع شده که صلاحیت ذاتی یا محلی نداشته باشد.

اگر عدم صلاحیت ذاتی صادر شود، پرونده از دادگاه خارج و به دادگاه با صلاحیت ذاتی دیگر ارجاع می شود.

اگر عدم صلاحیت محلی صادر شود، پرونده از دادگاه خارج و به دادگاه صنف و نوع و درجه تغییر پیدا نمیکند.

قرار امتناع از رسیدگی و قرار عدم صلاحیت، قابل تجدید نظر خواهی نیستند چون در قانون پیش بینی نشده است

ولی ضمن اعتراض به دعوای اصلی می توان به آن اعتراض کرد.

زمانی که این قرارها صادر شود قاضی نمی تواند در ماهیت دعوا ورود کند.

قرار های موقت

نه راجع به ماهیت دعوا هستند نه قاطع دعوا. مثل: دستور موقت، قرار تامین خواسته، قرار اناطه و ….

قرار موقت، چون برای مدت موقت صادر می شوند و بعد از آن بی اثر می شوند این قرارها در مرحله اجرای

احکام هم صادر می شود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۸

شکایت از آراء

قرارها و احکام قابل ابطال یا قابل نقض نیستند مگر به یکی از شیوه های شکایت از رای که در قانون پیش بینی

شده باشد.

شیوه های شکایت از آراء حصری هستند:

۱ـ واخواهی ۲ـ تجدید نظر ۳ـ فرجام خواهی ۴ـ اعاده دادرسی ۶ـ اعتراض شخص ثالث

واخواهی و تجدید نظر شیوه های عادی شکایت که معمولا قابل استفاده هستند.

فرجام خواهی و اعاده دادرسی و اعتراض شخص ثالث طرق فوق العاده شکایت که اصولا قابل استفاده نیستند

مگر اینکه شرایط شکایت وجود داشته باشد.

شرایط واخواهی :

۱ـ در مورد خوانده معنا دارد.

۲ـ خوانده باید غایب باشد.

۳ـ دادخواست ابلاغ واقعی نشده باشد.

۴ـ در جریان رسیدگی قرار نگرفته باشد.

۵ـ لایحه دفاعی نداده باشد.

واخواهی نیازمند تقدیم دادخواست است. در رویه قضایی بر این اعتقادند هزینه دادرسی واخواهی معادل تجدید

نظر خواهی است. واخواه دادخواست واخواهی به طرفیت وا خوانده می دهد.

دادخواست واخواهی از نظر شرایط اساسی مثل دادخواست بدوی است. برای رسیدگی به واخواهی دادگاه باید

حداقل یک جلسه دادرسی تشکیل دهد.

طبق ماده ۱۳۶ ق آدم ؛ جلب شخص ثالث درج واخواهی امکان دارد.

طبق ماده ۲۱۷ ق آدم؛ تعرض به اصالت اسناد هم امکان پذیر است.

سوال: آیا محکوم علیه غایب می تواند در جریان رسیدگی، دعوای متقابل طرح کند؟

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۴۹

خوانده واخواه می شود، خوانده در جریان رسیدگی دعوای اصلی می توانست دعوای متقابل طرح کند آیا اینجا

هم در واخواهی می تواند دعوای متقابل طرح کند؟

آیا تمام حقوق خوانده در واخواهی منتقل می شود یا خیر؟

اکثرا در رویه قضایی معتقدند که واخواه نمی تواند دعوای متقابل طرح کند اما با توجه به ماده ۱۰۳ اگر واخواه

یک دعوای مرتبط در شعبه دیگری طرح کند می تواند از دادگاه رسیدگی توامان را بخواهد.

واخواهی یک حق است همانند هر حق می تواند صرف نظر کند بصورت صریح و ضمنی

طبق تبصره ۳ ماده ۳۰۶ ق آدم؛ اگر واخواهی در خارج از مهلت واخواهی و در مهلت تجدید نظر خواهی باشد،

تجدید نظر خواهی تلقی می شود.

مهلت واخواهی: تابع یک اصل است که استثناء هم دارد.

اصل: مهلت واخواهی برای اشخاص مقیم داخل کشور ۲۰ روز و اشخاص مقیم خارج از کشور ۲ ماه از تاریخ

حکم غیابی است.

استثنائا مهلت واخواهی می تواند بیشتر باشد.

۱ـ واخواه عذر موجه برای اقدام خارج از موعد خود داشته باشد. (اگر دادگاه بپذیرد قرار قبولی واخواهی صادر

میکند)

۲ـ اثبات عدم اطلاع از حکم غیابی، در فرضی که ابلاغ واقعی نشده باشد.

۳ـ واخواه در مهلت واخواهی فوت کند یا محجور شود، ابلاغ به واخواه اثر ندارد ابلاغ به ورثه یا نماینده محجور

صورت می گیرد.

آثار واخواهی اثر تعلیقی

اثر انتقالی

اثر تعلیقی :

آیا واخواهی اجرای حکم غیابی را به تاخیر می اندازد یا خیر؟

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۰

فروض مختلف :

۱ـ اگر واخواهی در مهلت انجام شود؛ قطعا واخواهی اثر تعلیقی دارد چون حکم غیابی قطعی نیست و علی القاعده

حکم غیر قطعی قابل اجرا نیست.

۲ـ اگر واخواهی خارج مهلت انجام شود؛ صرف واخواهی اثر تعلیقی ندارد باید دادگاه عذر موجه را احراز کند

و قرار قبول واخواهی را صادر کرد به شرطی که حکم اجرا نشده باشد، اجرا به تعلیق می افتد.

اثر انتقالی :

آیا واخواهی دعوا باتمام مسائل موضوعی و حکمی خودش به مرحله واخواهی انتقال پیدا میکند یا خیر؟

شیوه های عادی شکایت از رای اثر انتقالی دارند یعنی اینکه دعوا با تمام امور حکمی و موضوعی به مرحله

واخواهی منتقل می شود، دادگاه به پرونده رسیدگی ماهیتی – تعرض اصالت سند-ورود شخص ثالث ، جلب

شخص ثالث امکان پذیر است.

در رویه قضات تنها به این توجه می کنند آیا را معترض عنه به درستی صادر شده است یا خیر.

اجرای حکم غیابی:

فرض:

۱ـ حکم غیابی یا اجرائیه به محکوم علیه غایب ابلاغ واقعی شده است و در مهلت اعتراض نکرده است مثل هر

حکم دیگری حکم غیابی را می توان اجرا کرد.

۲ـ نه حکم و نه اجرائیه هیچکدام به محکوم علیه ابلاغ واقعی نشده و ابلاغ قانونی شده است، اینجا طبق تبصره ماده

۳۰۶ باید از محکوم در حکم غیابی ضامن معتبر یا تامین مناسب گرفته شود و تشخیص با دادگاه است (اقدامات و

تصمیمات صلاحدیدی است و قابل اعتراض نیست).

سوال: در صورتی که عذر موجه واخواه پذیرفته شد (در مورد خارج از مهلت بود واخواهی) و قرار قبولی

واخواهی صادر شد و اگر حکم اجرا شده باشد خسارات ناشی از اجرا به چه صورت جبران می شود؟

دادخواست مطالبه خسارت می توان داد ماده ۳۰۷ ق آدم، مطالبه خسارات ناشی از اجرای حکم غیابی تابع قواعد

عمومی حکم غیابی است یعنی واخواه باید دعوای مستقلی برای مطالبه خسارت طرح کند.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۱

رای مرحله واخواهی ممکنه حکم یا قرار باشد و ممکن است قابل تجدید نظر خواهی یا فرجام خواهی باشد.

رای مرحله واخواهی طبق ماده ۳۶۳ ق آدم یک استثناء وجود دارد:

واخواهی ممکن است نسبت به رای دادگاه تجدید نظر و در دادگاه تجدید نظر به عمل آید.

حکم بدوی به زیان خوانده است و خواهان در غیاب خوانده تجدید نظر خواهی می کند و حکم تجدید نظر

خواهی به زیان او صادر شده است می تواند در دادگاه تجدید نظر واخواهی کند. (شرط هم در دادگاه بدوی هم

در دادگاه تجدید نظر غایب بوده است.)

تجدید نظر خواهی:

تجدید نظرخواهی نسبت به آراء قاطع دادگاه بدوی در دادگاه و تجدید نظر استان به عمل می آید.

در مرکز هر استانی تشکیل می شود و با حداقل دو نفر قاضی رسیدگی می کند.

به آراء قاطع بدوی اعم از حکم و قرارهای قاطع بدوی علی القاعده قابل تجدید نظر هستند مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون

آیین دادرسی مدنی.

یکسری آراء ذاتا قابل تجدید نظر خواهی نیستند، به شرط اینکه توسط دادگاه صالح و قاضی صالح صادر شده

باشند:

۱ـ اسقاط حق تجدید نظر ماده ۳۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی

۲ـ قانون رای بدوی را قطعی اعلام کرده باشد ماده ۱۲۰ قانون آیین دادرسی مدنی

۳ـ رای بدوی به صورت حکم باشد و مستند به اقرار قاطع در دادگاه باشد. طبق تبصره ماده ۳۳۱ قانون آیین دادرسی

مدنی.

۴ـ حکم مستند به نظریه یک یا چند نظر کارشناس باشد که طرفین با توافق نظر کارشناس را قاطع دعوا بداند.

مهلت تجدید نظر خواهی:

تابع یک اصل است:اصولا برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز برای اشخاص مقیم خارج از تاریخ ابلاغ بدوی یا از

تاریخ انقضاء مهلت واخواهی است.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۲

استثنائا در موارد زیر مهلت تجدید نظر خواهی زیاد می شود:

۱ـ دارنده حق تجدید نظر در مهلت تجدید نظر خواهی فوت کند یا محجور شود.

۲ـ شخصی که در مهلت تجدید نظر خواهی نکرده عذر موجه را اثبات کند.

۳ـ اگرشخص درمقطع بدوی محجور بوده و قیم یا ولی قهری داشته و درمهلت تجدید نظر خواهی از حجرخارج

شود.

ابلاغ به قیم یا ولی قهری معنا ندارد از زمان ابلاغ به خودش ملاک است.

مهلت تجدید نظر خواهی: از تاریخ ابلاغ اعم از قانونی یا واقعی است.

در واخواهی مهلت واخواهی از تاریخ ابلاغ واقعی است.

جلسه دهم

اصحاب دعوا تجدید نظر:

اصل بر این است که اصحاب دعوای تجدید نظر همان اصحاب مرحله بدوی هستند. طرفی که محکوم علیه واقع

شده، تجدیدنظرخواه و طرفی که محکوم له واقع شده، تجدیدنظر خوانده است. اگر هر دو جزئا محکوم شده

باشند میتوانند تجدیدنظرخواهی کنند.

ورود شخص ثالث تا زمانی که ختم دادرسی اعلام نشده میتواند ورود کند . جلب شخص ثالث در مقطع تجدیدنظر

طبق مواد ۱۳۵ و ۳۴۶ قانون آین دادرسی مدنی امکان پذیر است. ماده ۱۳۵ در مقطع تجدیدنظر ممکن است جلسه

تشکیل نشود.

دادخواست تجدید نظر در فرم مخصوصی است و تشریفات دادخواست باید رعایت شوداگر دادخواست تجدید

نظر خارج از فرجه ارائه شود، قرار رد دادخواست تجدید نظر صادر میشود (تبصره ۲ ماده ۳۳۹ (

اگر دادخواست تجدید ناقص باشد: اگر اطلاعات تجدید نظر خواه باشد ، دفتر دادگاه صادر کننده حکم تجدید

نظر خواهی تا پایان مهلت تجدیدنظرخواهی صبر میکند بعد دفتر دادگاه قرار رد دادخواست صادر میکند و در

دفتر دادگاه الصاق میشود تا ۱۰ روز. از تاریخ الصاق در دادگاه تجدید نظر همان استان قابل اعتراض است.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۳

اگر نقص در سایر موارد باشد: دفتر دادگاه بدوی به تجدید نظر خواه به مهلت ۱۰ روز اخطار رفع نقص میدهد

ماده ۳۴۹ و ۳۴۵ اگر رفع نقص نشد قرار رد دادخواست صادر میشود و این قرار قابل اعتراض در دادگاه تجدید

نظر همان استان میباشد. امکان اصلاح دادخواست تجدید نظر بعد از انقضا مهلت رفع نقص، وجود ندارد. هزینه

تجدید نظر خواهی ۵/۴ درصد محکوم به مالی و در غیر مالی ثابت است.

رسیدگی در دادگاه تجدید نظر دو حالت دارد یا رسیدگی شکلی دارد

یا جنبه ماهوی دارد

مواردی که دادگاه تجدید نظر صرفا رسیدگی شکلی میکند:

۱ـ تصحیح رای بدوی: رفع اشکالات عبارتی، املائی، در عدد و ارقام بدون ورود ماهیت ماده ۳۰۹ و ۳۵۱ قانون

آیین دادرسی مدنی دادگاه تجدید نظر رای بدوی را اصلاح و تایید میکند.

۲ـ دادگاه تجدیدنظر احراز کند دادگاه بدوی صلاحیت محلی یا ذاتی نداشته رای تجدید نظر خواسته را نقض و

علی القاعده به دادگاه صالح ارجاع میدهد.

۳ـ اگر رئیس دادگاه تجدید نظر تشخیص دهد یکی از جهات رد دادرس یا تبصره ماده ۳ وجود داشته باشد رای

نقض میکند و به شعبه دیگر همان دادگاه ارجاع میدهد، برای اعمال ماده ۹۲ قانون آین دادرسی مدنی

۴ـ رای بدوی بصورت قرار باشد دادگاه تجدید نظر یا آن قرار را تایید میکند و یا اینکه قرار را نقض میکند و

پرونده را به دادگاه بدوی جهت رسیدگی ماهوی عودت میدهد یا به جهت دیگر پرونده را شایسته صدور قرار

بداند در اینجا خود دادگاه تجدید نظر قرار بدوی را نقض و قرار مقتضی صادر میکند.

۵ـ دادخواست بدوی ناقص باشد و دادگاه بدوی متوجه این موضوع نشده باشد در اینجا به خواهان در مهلت ۱۰

روز اخطار رفع نقص میدهد و در پایان مهلت رای بدوی نقض و قرار رد دعوا صادر میکند.

جایی که دادخواست را نماینده طرح کرده و دادگاه تشخیص دهد که سمت نماینده محرز نیست بدون اخطار

رای تجدید نظر خواسته نقض و قرار رد دعوا صادر میکند.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۴

رسیدگی در دادگاه تجدید نظر ماهوی است:

رای بدوی در ماهیت باشد دادگاه تجدید نظر یا حکم بدوی را تایید و یا نقض میکند گرنقض کند خود دادگاه

تجدید نظر در ماهیت رای صادر میکند.

آثار تجدید نظر خواهی اثر انتقالی

اثر تعلیقی

تجدید نظر خواهی از شیوه های عادی شکایت از رای است ، در این شیوهها دعوا با تمام امور موضوعی و شکلی

خود به مرحله بعد از اعتراض منتقل میشوند، به همه موضوعات حکمی و موضوعی که دادگاه بدوی ورود کرده

یا نکرده رسیدگی میکند. (تبصره ماده ۳۴۸قانون آین دادرسی مدنی)

در مقام رسیدگی تجدید نظر ماده ۳۶۲ دلیل جدید مسموع است اما دعوای جدید شنیده نمیشود، چون رسیدگی

ماهوی علی القاعده در مرحله بدوی است. اگر یکی از طرفین در مقطع تجدیدنظر ادله ارائه کند طرف دیگر

میتواند به این ادله تعرض کند مثل انکارو تردید.

اثر تعلیقی،علی القاعده تجدید نظر خواهی اثر تعلیقی دارد. اگر خارج از مهلت باشد علی القاعده اثر تعلیقی ندارد

مگر به جهت معاذیر قانونی قرار قبولی تجدید نظر خواهی خارج از مهلت صادر میشود.

شیوه های فوق العاده شکایت از رای اعتراض شخص ثالث

اعاده دادرسی

فرجام خواهی

اعاده دادرسی

۱(اعاده دادرسی قانون آیین دادرسی مدنی، دعوایی که رسیدگی شده و نسبت به آن حکم قطعی صادر شده به

یکی از جهات مصرح در قانون مجددا و صرفا در راستای برسی آن جهت در روند رسیدگی قرار میگیرد. در

قانون آیین دادرسی مدنی اعاده دادرسی تنها نسبت به حکم ممکن است.

۲ (اعاده دادرسی از طریق رئیس قوه قضاییه، ماده ۴۷۷ قانون آین دادرسی کیفری

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۵

اعاده دادرسی طبق ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی فقط به یکی از ۷ جهت ممکن است و این جهات تفسیر

مضیق میشوند:

۱ـ حکم به بیش از خواسته صادر شده باشد.

۲ـ حکم به غیر از خواسته صادر شده باشد.

۳ـ در حکم تضاد وجود داشته باشد.

۴ـ دو حکم قطعی متضاد باشند.

۵ـ حکم ناشی از اسناد جعلی صادر شده باشد.

۶ـ حکم ناشی از حیله و تقلب صادر شده باشد.

۷ـ محکوم علیه به اسناد مکتوبی دسترسی پیدا کند.

مهلت های هرکدام از جهات:

مورد ۱-۲-۳ مهلت ارائه دادرسی اگر مقیم ایران باشند ۲۰ روز اگر مقیم خارج باشند ۲ ماه از تاریخ قطعی شدن

حکم

تضاد دو حکم قطعی در موضوع و سبب و اصحاب واحد باشند اگر مقیم ایران باشند ۲۰ روز اگر مقیم خارج

باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ حکم مؤخر است.

موارد ۵- ۶ مهلت ارائه دادرسی از تاریخ ابلاغ رای نهایی اثبات حیله و تقلب وجعل محسوب میشود.

اگر مورد ۷ باشد، مهلت ارائه دادرسی از تاریخ کشف اسناد مکتوب یا از تاریخ وصول آنها به ایران محسوب

میشود.

اعاده دادرسی دو نوع است اصلی ، مستقلا اعاده دادرسی میخواهد.

طاری ، ضمن دعوای دیگر اعاده دادرسی میخواهد.

نکته: در هر دو حالت اعاده دادرسی نیازمند تقدیم دادخواست است .

نکته: در دادگاهی رسیدگی میشود که حکم قطعی مورد اعاده دادرسی را صادر کرده است.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۶

نکته: در اعاده دادرسی طاری اگر دادگاهی که به دعوای دوم رسیدگی میکند احرازکند رسیدگی به اعاده

دادرسی موثر در رسیدگی دعوا است رسیدگی را متوقف میکند تا تکلیف دعوا اعاده دادرسی مشخص شود.

نکته: هزینه اعاده دادرسی – فرجام خواهی – اعتراض شخص ثالث در دعوای مالی ۵/۵ درصد محکوم به است.

اعاده دادرسی علی القاعده اثر انتقالی ندارد.

مقام رسیدگی به اعاده دادرسی تنها به این موضوع رسیدگی میکند که آیا جهت اعاده صدق میکند یا خیر.

یکی از آثار اعاده دادرسی: هیچ دعوای طاری در اعاده دادرسی قابل پذیرش نیست.

سوال آیا اعاده دادرسی اثر تعلیقی دارد؟

بین دو حالت تفکیک جور دارد : ۱(محکوم به غیر مالی اجرای حکم متوقف میشود.

۲(محکوم به مالی باشد علی القاعده از محکوم تامین مناسب گرفته میشود و اجرا

ادامه می یابد.

نکته: دادگاه باید دقت کند جهت اعاده تمام حکم را تحت الشعاع قرار میدهد یا قسمتی از آن را مثال؛ در بند

یک و دو دادگاه حکم مورد اعاده را کامل نقض نمیکند فقط درصورتی که حکم خارج از خواسته صادر شده

باشد نقض میکند.

در جایی که دو حکم قطعی تضاد دارد، دادگاه علی القاعده حکم دوم را نقض و حکم اول را ابقا میکند. در

جایی که جعل یا حیله در دادرسی ثابت شود دادگاه کامل حکم را نقض میکند.

اعاده دادرسی رئیس قوه قضائیه ماده ۴۷۷:رای اعم از رای حقوقی و کیفری و حکم و قرار حتی تصمیمات حسبی

هدف از ماده ۴۷۷ صیانت از شرع بین و شرع مسلم. یک جهت برای اعاده وجود دارد و آن خلاف شرع بین است.

رئیس قوه قضاییه خلاف بین بودن رای را اعلام و رای را به شعبه منتخب دیوانعالی کشور ارجاع میدهد، شعبه

منتخب دیوان رای را نقض و رسیدگی شکلی و ماهوی را انجام میدهد.

لحاظ عملی: بر خلاف ماده ۴۷۷ و تبصره شعب دیوان خودشان رسیدگی شکلی و ماهوی را انجام نمی دهند

رسیدگی به رای را به شعبه تجدید نظر یا دادگاه هم عرض شعبه بدوی ارجاع میدهند.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۷

فرجام خواهی:

رسیدگی به یک پرونده در دیوانعالی کشور با هدف صیانت از قانون و شرع است.

شان دیوانعالی کشور مدیریت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم است. تمام ارای قطعی قابل فرجام نیست، اصل

نکاح، فسخ نکاح، طلاق، حجر، وقف و ماده ۳۶۷ و ۳۶۸ قانون آین دادرسی مدنی. رای بدوی اگر بالای دو

میلیون تومان خواسته باشد اگر در مرحله بدوی قطعی شده باشد قابل فرجام است.

ماده ۳۶۸ ؛ تنها دعوای مالی که در هرحال قابل فرجام است وقف است. قرار رد دعوا و قرار عدم استماع دعوا

قابل فرجام نیست مگر رد دعوا بجهت عدم اهلیت باشد قابل فرجام است قسمت دوم ماده ۳۶۸ قانون آیین دادرسی

مدنی

برخی از آرا بطور ذاتی قائل فرجام نیستند:

ماده ۳۶۹ قانون آین دادرسی مدنی بند ۳ :منظور سوگند بتی است (قسم قاطع) مدعی میگوید من از شما ۱۰۰۰۰

تومان طلبکارم منکر با آن تشریفات قسم میخورد من بدهکار نیستم.

قرار رد دادخواست که از طرف دفتر دادگاه صادر شده قابل فرجام خواهی نیست.

فرجام خواهی شیوه فوق العاده شکایت از رای است.رسیدگی فرجامی یک رسیدگی محدود است. مهلت فرجام

خواهی در فرجام اصلی از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا از تاریخ قطعی شدن رای بدوی بدون تجدید نظر خواهی

آغاز میشود کسانی که مقیم ایران هستند ۲۰ روز و کسانی که مقیم خارج از ایران هستند ۲ ماه.

مهلت فرجام خواهی با عذر موجه افزایش میابد. فرجام خواهی در فرجام اصلی نیازمند دادخواست به دادگاه صادر

کننده رای قطعی است. مندرجات الزامی دادخواست فرجامی ماده ۳۸۰ و ۳۸۱ قانون آین دادرسی مدنی

اگر دادخواست فرجامی از حیث مندرجات فرجام خواه ناقص باشد ماده ۳۸۴ دفتر دادگاه صادرکننده مورد فرجام

پس از انقضا مهلت فرجام خواهی قرار رد دادخواست فرجام خواهی صادر میکند این قرار به دیوار دادگاه صادر

کننده الصاق میشود و طرف ۲۰ روز از تاریخ الصاق قابل اعتراض است.اگر نقض در سایر مندرجات دادخواست

فرجامی باشد: مواد ۳۸۰ الی ۳۸۳ ، دادخواست فرجامی متوقف، به فرجام خواه ۱۰ روز مهلت رفع نقص داده

میشود اگر رفع نقص نشود دادگاهی که دادخواست فرجامی را دریافت کرده قرار رد دادخواست فرجامی را

صادر میکند. اگر فرجام خواهی خارج از مهلت به عمل آمده باشد دادگاه صادر کننده رای فرجامی قرار رد

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۸

دادخواست صادر میکند. رسیدگی فرجامی علی القاعده غیر حضوری است. در صورتی که دادخواست فرجامی

تکمیل باشد مدیر دفتر دادگاه یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن را برای طرف دعوا ارسال میکند تا

ظرف ۲۰ روز پاسخ کتبی بدهد بعد از انقضا مهلت اعم از اینکه پاسخی رسیده یا نرسیده باشد پرونده را به دیوانعالی

کشور می فرستد.

اثار فرجام خواهی:

علی القاعده اثر تعلیقی ندارد چون یک رسیدگی فوق العاده است و اجرای حکم رای قطعی مورد فرجام را به

تاخیر نمی اندازد. اگر لازم باشد در اجرای حکم مالی از محکوم له تامین مناسب گرفته میشود و اجرا ادامه پیدا

میکند، در محکوم به غیر مالی هم اگر دادگاه صلاح بداند از محکوم علیه تامین مناسب میگیرد و اجرا ادامه

پیدا میکند.

اثر انتقالی:

چون فرجام خواهی یک شیوه فوق العاده است هیچ دعوای طاری در رسیدگی پذیرفته نمیشود. دیوانعالی کشور

تنها از جهت رعایت یا عدم رعایت قانون به موضوع رسیدگی میکند. دیوانعالی کشور در مقام رسیدگی اقدامات

محدود و نتایج خاصی میگیرد :

۱ـ رای مورد فرجام اعم از قرار یا حکم در دیوانعالی کشور ابرا میشود و پرونده به دادگاه صادرکننده رای فرجام

خواسته مسترد میشود.

۲ـ دیوانعالی رای فرجام خواسته را نقض میکند:

۱ (رای از دادگاه غیر صالح صادر شده باشد دیوان رای را نقض میکند و پرونده را به دادگاه صالح ارجاع میدهد.

۲ (اگر بجهت عدم صلاحیت دادرس رای را نقض کند ماده ۹۲ به شعبه دیگر یا توسط قاضی دیگر دادگاه صادر

کننده ارجاع میدهد.

۳ (اگر دیوانعالی کشور قرار نورد فرجام را نقض کند پرونده را به دادگاه صادر کننده قرار برای رسیدگی ماهوی

ارجاع میدهد.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۵۹

۴ (حکم مورد فرجام را به جهت نقض در تحقیقات نقض کند طبق بند الف ماده ۴۰۱ بهدادگاه صادر کننده حکم

منقوض بر میگرداند تا جهات نقض رفع شود و رسیدگی ماهوی انجام پذیرد و مجدد این حکم میتواند قابل

فرجام باشد.

در سایر موارد اگر دیوان حکم مورد فرجام را نقض کند علی القاعده به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده

حکم مورد فرجام ارجاع میدهد.

۵ (اگر جهت نقض رای آرا متضاد باشد، دیوان رایی را که مطابق قوانین و مقررات صادر شده است ابقا و رای

که مطابق قانون و مقررات نباشد نقض میکند.

فرجام تبعی:

فرجام خوانده ضمن پاسخ به فرجام خواه میتواند از جهاتی که به ضرر او رای صادر شده فرجام خواهی کند و در

اینجا هم تبادل لوایح

جلسه یازدهم

واکنشهای خوانده در برابر دعوای خواهان:

۱ .بصورت طرح ایرادات یا دفاعیات شکلی

۲ .بصورت دفاع در ماهیت دعوا

۳ .خوانده در برابر دعوای خواهان دعوای متقابل مطرح میکند

الف) طرح ایرادات یا دفاعیات شکلی

اغلب این ایرادات در ماده ۸۴ آ.د.م ذکر شده اند. ایرادات بدو دسته تقسیم می شوند:

– ایرادات علی الاصول آمره هستند.

– ایراداتی که غیرآمده هستند که در ماده ۱۰۹ و ماده ۱۴۴ به بعد آ.دم. ذکر شده اند.خوانده باید ایراد را تا

پایان جلسه اول دادرسی طرح کند (م ۸۷ آ.د.م) در غیراینصورت به ایراد ترتیب اثری داده نمی شود.

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۶۰

ایراد آمره: ایراداتی که حتی اگر اصحاب دعوا آن را طرح نکنند دادگاه باید به آنها توجه کند تا ختم دادرسی

قابل طرح و قابل بررسی باشد. مثلاً در طرح دعوایی دادگاه صلاحیت ذاتی نداشته باشد و در جلسه اول رسیدگی

مطلع شد و در سومین جلسه رسیدگی مطلع شد باید از رسیدگی امتناع کند و پرونده را به دادگاه صالح ارسال

کند.

ایرادات شکلی متعدد هستند مثل ایراد عدم صلاحیت دادگاه، ایراد عدم اهلیت خواهان و …

اگر من وکیل خوانده باشم و دعوای خواهان ایرادات متعددی داشته باشد کدام ایراد را باید ابتدا مطرح کنیم؟ آیا

ایرادات در عرض هم هستند یا ایرادات بایستی یکی بعد از دیگری طرح شوند؟ مثلاً ایراد صلاحیت ذاتی دادگاه

را باید ابتدا مطرح کنیم چون دادگاهی که صلاحیت ذاتی ندارد اساساً نمیتواند به سایر ایرادات رسیدگی کند و

باید قرار عدم صلاحیت صادر کند. پس ابتد:

۱ .ایراد عدم صلاحیت (اعم از ذاتی و محلی)

۲ .ایراد رد دادرس (م ۹۱ آ.د.م) : اگر بر فرض صلاحیت دادگاه، دادرس مردود باشد ، دادرس مردود نمیتواند

سایر مسائل را مورد رسیدگی قرار دهد.

۳ .ایراد عدم استماع دعوا: در دعوای غیر قابل تجزیه که طبق قانون خواهان باید همه افراد مربوط را خوانده

قرار دهد اگر یکنفر را خوانده قرار ندهد دعوا قابل رسیدگی نیست.

۴ .در نهایت سایر ایرادات بررسی می شوند.

ایرادات خوانده:

۱.ایراد به صلاحیت دادگاه (ذاتی و محلی) وفق ماده ۳۵۲ آ.د.م حتی اگر خوانده متوجه آن نشود ، دادگاه باید

راساً به آن رسیدگی کند و قرار عدم صلاحیت صادر و به دادگاه صالح ارجاع دهد. اگر دادگاهی که صلاحیت

ذاتی و محلی ندارد رسیدگی نموده و رای صادر کند، آن رای در تجدیدنظرخواهی نقض می شود (نقض شکلی)

۲.ایراد امر مطروحه : همین دعوا یا دعوای مشابهی در همان دادگاه یا دادگاه دیگری در حال رسیدگی است .اگر

آنچه که در دادگاه دیگر مطرح است دقیقاً همین دعوا باشد در چنین مواردی دعاوی باید در یک شعبه تجمیع

شوند و دادگاه دیگری قرار امتناع از رسیدگی صادر میکند.

در مواردی ایراد امر مطروحه به این دلیل است که دعوای مرتبط و هم منشائی در شعبه دیگری مطرح است . مثلاً

زوجه دعوای مطالبه مطرح کرده و شعبه ۳ دادگاه خانواده و شوهر دعوای فسخ نکاح طرح کرده و شعبه ۷ دادگاه

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۶۱

خانواده است. اینجا میتوان درخواست داد که دعاوی با هم تجمیع شوند. و دادگاهی که دعوای مرتبط دیرتر در

انجا مطرح شده قرار امتناع از رسیدگی صادر می کند و پرونده را به مرجع ارجاع ارسال می کند و به شعبه ای که

سبق ارجاع دارد ارجاع و رسیدگی توامان میکند.

این رسیدگی یکجا از صدور آراء متعارض جلوگیری می شود.

از اطاله دادرسی جلوگیری میشود.

در تجمیع رسیدگی و یک رای صادر می شود.

نکته: در ایراد عدم صلاحیت دادرس و امر مطروحه است که قرار غیر از عدم استماع و رد دعوی صادر میکند و

در سایر موارد دادگاه قرار رد دعوی صادر می کند.

ایراداتی که در سایر موارد بندهای ۳ الی ۱۱ ماده ۸۴ آ.د.م اگر پذیرفته شوند دادگاه قرار رد دعوی صادر می کند:

ایراد عدم توجه دعوا: خوانده ایراد می گیرد که دعوای خواهان متوجه من نیست و در تشخیص خوانده دچار

اشتباه شده است.

ایراد اعتبار امر قضاوت شده: بند ۶ ماده ۸۴ ،جایی که وحدت موضوع، سبب، اصحاب دعوا وجود داشته باشد،

حکم قطعی یا قرار سقوط دعوا صادر شده و خواهان همان دعوا را مجدداً تکرار میکند که در اینحالت دادگاه

قرار رد دعوا را صادر میکند. اگر یکی از جهات تغییر کند دعوا رسیدگی می شود. مثلاً قبلاً اعلام بطلان قرارداد

بجهت مجهول بودن قرارداد بوده و حکم بر بی حقی خواهان صادر شده و بعداً بطلان قرارداد را بخاطر شرط

خلاف مقتضای عقد میخواهد که در اینجا سبب دعوا جدید است و قابل رسیدگی است.

ایراد عدم احراز سمت نماینده خواهان : اگر دادخواست خواهان را شخصی به نمایندگی او داده باشد مثل وکیل،

قیم، مدیر تصفیه و قانوناً شخص در آن بازه خاص نمیتوانسته وکیل یا قیم یا مدیر تصفیه باشد اعلام نمایندگی

کرده است که در اینحالت قرار رد دعوی صادر می شود . معیار تشخیص ایراد یا عدم ایراد ، زمان اقامه دعوی

است.

ایراد بی نفعی خواهان: خوانده ایراد می کند خواهان در دعوای مطروحه نفع ندارد( منافع غیر قانونی، نامشروع،

حق طبیعی قابل مطالبه نیستند) مثلاً خواهان قبل از سررسید چک و سند طلبی را مطالبه می کند که اینکار غیر

پیشنیازهای مرکز وکلای قوه قضاییه markazevokala_vokalaye @

۶۲

قانونی است. همچنین طبق قانون مدنی اقارب و خویشاوندان نمیتوانند برای نفقه گذشته طرح دعوا کنند و اگر

اینکار را بکنند، قرار رد دعوا نسبت به نفقه گذشته صادر می شود.

ایراد عدم ترتب آثار قانونی دعوا: خواهان دعوایی مطرح کرده که حتی اگر پیروز شود پیروزی برای او نفعی

ندارد. مثلاً در عقود عینی که قبض شرط صحت است، خواهان قبل از اینکه قبض محقق شود الزام به تنظیم سند

رسمی هبه را بخواهد.

ایراد جزمی نبودن دعوا: جایی صدق می کند که خواهان در دعوای مطروحه جزمیت و قطعیت نداشته باشد. مثلاً

خواهان دادخواست طرح کرده بطلان قرارداد را به دلایلی می خواهد، بعداً در شرح دادخواست ، فسخ قرارداد را

می خواهد در اینجا دعوا جزمی نیست و قرار رد دعوی صادر می شود.

ایراد عدم اهلیت که حالات مختلفی دارد:

۱ .مرگ خواهان یا خوانده قبل از اقامه دعوا (خواهان علیه متوفی طرح دعوا می کند) که در اینحالت قرار

عدم استماع صادر می شود.

۲ .خواهان اصالتاً اقامه دعوا کرده ولی در زمان اقامه دعوا اهلیت نداشته که وفق ماده ۸۴ قرار رد دعوی صادر

می شود.

۳ .خواهان یا خوانده در جریان دادرسی اهلیت خود را از دست می دهد که علی القاعده قرار توقیف دادرسی

صادر می شود (م ۱۰۵ آ.د.م) مگر اینکه خواهان یا خوانده در جریان دادرسی فوت کنند و دعوا قائم به

شخص باشد که در اینحالت قرار سقوط دعوا صادر می شود.

ایراد به زمان اقامه دعوا که حالات مختلفی دارد:

۱ .ایراد به مرور زمان بعنوان قاعده عمومی است که در حال حاضر در قانون آ.د.م وجود ندارد.

۲ .در برخی قوانین خاص مهلت های مشخصی برای اقامه برخی دعاوی خاص وجود دارد مثلاً در ماده ۱۰۶۲

ق.م. در دعوای نفی ولد قانون یک مهلت ۲ ماهه از تاریخ تولد مشخص کرده است. در ماده ۲۸۶ ق.ت.

برای دعوای تضامنی ظهرنویسان یا ضامن برات ، مهلت اقامه دعوا یکسال در برات داخلی است . مهلتی که

برای اقامه دعوا علیه متصدی حمل و نقل در ق.ت. پیش بینی شده . لذا در تمامی این موارد چنانچه خواهان

خارج از مهلت پیش بینی شده اقامه دعوا کند قرار رد دعوی صادر می شود .

ایراد رد دادرس وفق ماده ۹۱ و ۹۲ آ.د.م عمل می شود.

جزوه آیین دادرسی مدنی

۶۳

مصادیق ایراد عدم استماع دعوا:

۱ .دعوا غیر قابل تجزیه باشد و خواهان دعوا را به طرفیت برخی خواندگان قرار دهد . مثلاً ماده ۴۲۰ ق.آ.د.م

۲ .در برخی موارد دعوا قانوناً پیش شرطی دارد و خواهان آن پیش شرط را رعایت نکرده باشد و اقامه دعوا

کرده باشد مثلاً طرح دعوای تصرف عدوانی علیه کارگر، خادم، امین که باید ابتدا اظهارنامه ارسال شود و

بعد یک مهلت ۱۰ روزه اقامه دعوا شود (ماده ۱۷۱ آ.د.م)

۳ .در ق.ر.م.م مصوب ۱۳۵۶ جایی که اقساط اجاره را پرداخت نکرده، موجر قبل از اقامه دعوا باید اظهارنامه

ارسال کند.

۴ .در قراردادی طرفین شرط داوری قرار داده اند و یکی از طرفین با نادیده گرفتن شرط داوری اقامه دعوا

کند.

ایراد غیر آمره:

الف) ماده ۱۰۹ ق.آ.د.م ایراد تامین دعوای واهی به ادعای خوانده دعوای خواهان واهی است و

خوانده از دادگاه می خواهد از خواهان تامین برای خسارت بگیرد و اگر دادگاه این ایراد را وارد دانست نوع،

میزان و مهلت سپردن را مشخص می کند. تصمیم دادگاه در این مورد قابل اعتراض نیست . سپس رسیدگی متوقف

می شود و اگر در مهلت مقرر خواهان تامین ندهد، به درخواست خوانده قرار رد دادخواست صادر می شود. ماده

۱۱۰ ق.آ.د.م اگر موارد استثنائی بیان شد، خوانده نمی تواند ایراد تامین دعوای واهی را مطرح کند.

ب) ایراد تامین دعوای اتباع بیگانه : در این ایراد خواهان باید تبعه خارجی و خوانده تبعه ایرانی باشد و خواسته

خواهان از موارد استثنائی نباشد که نمیتوان تامین دعوای اتباع بیگانه را نطرح کرد.پس در این نوع تامین:

۱ .خواهان باید تبعه خارجی باشد اگر خواهان دو تابعیتی باشد خوانده نمی تواند ایراد تامین اتباع خارجی

را مطرح کند.

۲ .خوانده تبعه ایران باشد.

۳ .موارد ماده ۱۴۵ باشد.

جزوه آیین دادرسی مدنی

۶۴

در این مورد هم دادگاه نوع، میزان و مهلت سپردن تامین را تعیین می کند و تصمیم دادگاه قابل اعتراض نیست و

اگر خواهان خارجی در مهلتی که دادگاه تعیین می کند تامین نسپارد دادگاه به درخواست خوانده ایرانی ، قرار

رد دادخواست را صادر می کند.

ج) ایراد غیر /امره ای که از نظر مرجع دیوان عالی کشور، ایراد غیرآمره است ایراد عدم صلاحیت محلی دادگاه

است (بند ۱ ماده ۳۷۱ ق.آ.د.م)

دیگر واکنشهای خوانده:

– خوانده دعوای خواهان را نفی کند مثلاً خواهان دعوای مطالبه وجه داده و خوانده انکار می کند که در اینجا

صرف انکار دفاع محسوب نمی شود و هیچ اثری بیشتر از سکوت ندارد. اثبات ادعا بر عهده خواهان است و

اگر خواهان نتواند ادعایش را اثبات کند، خوانده ای که ساکت یا منکر است میتواند با درخواست خواهان و

دادگاه اجازه بدهد و قرار اتیان سوگند صادر می کند و خوانده قسم می خورد و حکم به سقوط دعوای

خواهان صادر می شود .(قاعده البینه علی المدعی و الیمین علی المنکر)در واقع در ماهیت دعوا خواهان

شکست می خورد و این حکم طبق ماده ۳۶۹ ق.آ.د.م قابل فرجام خواهی نیست چون حکم به قسم قاطع

سوگند بتی است.

– دفاع خوانده ممکن است بصورت دفاع در ماهیت (دفاع اثباتی) باشد(دفاع به معنای اخص). در واقع دفاع

اثباتی دفاعی است که در آن خوانده در مقام دفاع، چیزی را ادعا و اثبات می کند. مثلاً خواهان دعوای الزام

به اجرای قرارداد طرح می کند و خوانده اثبات می کند قرارداد فسخ با منفسخ شده و یا باطل است.

با توجه به مواد ۱۸ و ۱۴۲ آ.د.م دفاع اثباتی نیازی به تقدیم دادخواست ندارد ولی اگر خوانده توانست ادعای خود

را اثبات کند در ماهیت به زیان خواهان حکم بر بی حقی یا بطلان دعوا صادر می شود.

خطر دفاع اثباتی برای خوانده معمولاً این دفاع با یک اقرار مرکب است. یک اقرار+ یک ادعا. مثلاً پرداخت

کرده ام بطور ضمنی اقرار می کند که بدهکار بوده ام . لذا اگر نتوانست قسمت ادعا را اثبات کند به جهت اقرار

در ماهیت محکوم می شود.

جزوه آیین دادرسی مدنی

۶۵

جلسه دوزادهم جزوه آیین دادرسی مدنی

واکنش سوم: طرح دعوای متقابل

در ماده ۱۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی، دعوایی ه خوانده اصلی علیه خواهان اصلی طرح می کند به شرطی که با

دعوای اصلی مرتبط یا هم منشاء باشد.

مثلا موجر علیه مستاجر دعوای تخلیه عین مستاجره طرح می کند مستاجر هزینه هایی را می خواهد که برای بقای

عین مستاجره صرف کرده برعهده او نبوده این هزینه ها را باید موجر می پرداخت .

مثلا زوجه دعوای مطالبه مهریه طرح می کند زوج دعوای فسخ نکاح را طرح می کند با این ادعا که نکاح به

جهت جنون زوجه فسخ شده ولو به زوجه مهریه ای تعلق نمی گیرد.

-دعوای متقابل یک دعوای کامل است نیاز به تقدیم دادخواست دارد و باید هزینه دادرسی پرداخت شود طبق

مواد ۱۴۱ و ۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی در همان دادگاهی رسیدگی می شود که دعوای اصلی در حال رسیدگی

است.

– در ماده ۱۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی برای طرح دادخواست متقابل قانون مهلت تعیین کرده تا پایان

جلسه اول رسیدگی نسبت به اصل دعوا طرح شود. اگر در مهلت مقرر طرح نشود حالا مختلفی پیش می آید:

علی القاعده دعوای متقابل به طور جداگانه همان دادگاه یا دادگاه دیگری رسیدگی خواهد شد. مگر اینکه مورد

مشمول ماده ۱۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی باشد دعوای اصلی با دعوای متقابل ارتباط کامل داشته باشد

در اینصورت حتی اگر بعد از جلسه اول اما قبل از خاتمه رسیدگی طرح شود دادگاه به آنها یکجا رسیدگی خواهد

کرد.

و اگر هم به شعبه ی دیگری ارجاع شده باشد با توجه به هماهنگی مقام ارجاع این دو دعوا یکجا رسیدگی می

شود.

و یک دادنامه صادر می شود و نسبت به هر دو دعوا تعیین تکلیف می شود.

– اگر دعوای متقابل همان جلسه ای که برای رسیدگی دعوای اصلی تشکیل شده است دادگاه رسیدگی به دعوا

اصلی را به تاخیر می اندازد و تا به دعوای اصلی و متقابل یکجا رسیدگی شود.

– نکته دیگر: در رسیدگی به دعوای متقابل از قواعد صلاحیت محلی عدول می شود.

جزوه آیین دادرسی مدنی

۶۶

– در مورد دعوای تقابل از قواعد صلاحیت ذاتی نمی توان عدول کرد–> مثلا دعوای اصلی در صلاحیت

دادگاه حقوقی باشد و دعوای متقابل در صلاحیت دادگاه خانواده باشد اینجا چون دو دعوا از حیث صلاحیت

ذاتی با هم متفاوتند قابل تجمیع نیستند و جداگانه رسیدگی می شود. البته اگر رسیدگی به دعوا منوط به

رسیدگی دعوای دیگر باشد دادگاه قرار اناطه صادر می کند و رسیدگی متوقف می شود تا به دعوا رسیدگی

و تعیین تکلیف شود.

– آیین های ویژه :

– دستور موقت، تامین خواسته، تامین دلیل، سازش

– دستور موقت (دادرسی فوری): مواد ۳۱۰ الی ۳۲۵ قانون آیین دادرسی مدنی

در اموری که فوریت داشته باشد خواهان می تواند قبل از اقامه اصل دعوا یا ضمن دادخواست اصل دعوا یا در

جریان رسیدگی به دعوا تا زمانی که حکم قطعی صادر نشده است.

دستور موقت در صلاحیت محلی دادگاهیست که موضوع دستور در آنجا واقع شده است.

دستور موقت نیاز به تقدیم دادخواست ندارد قانونا با درخواست شروع می شود اما در عمل اگر دستور موقت قبل

از اقامه اصل دعوا باشد باید در فرم مخصوص دادخواست باشد و ثبت شود.

مثلا خواسته خلع ید از غاصب طرح می کند قبلش در دادخواست بدوا صدور دستور موقت مبنی بر

جلوگیری از احداث دیوارر یا حفرچاه یا احداث بنا .

نکته مهم: موضوع دستور موقت جز در مورد برخی از دعاوی خانوادگی متفاوت اصل دعوا باشد

اصل دعوا خلع ید

موضوع دستور جلوگیری از احداث بنا.

در برخی از دعاوی خانوادگی که منافع محجور یا نفقه محجور مطرح است موضوع دستور می تواند موضوع

دعوا باشد مثلا خواسته اصلی؛ الزام پدر به پرداخت نفقه طفل موقتا، پرداخت علی الحساب مقداری هزینه

نکته دیگر: اگر دادگاه قانع شود که در موضوع مورد تقاضای خواهان دستور موقت صادر کند. ابتدا تعیین

خسارت احتمالی می کند ماده ۳۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی متقاضی دستور موقت باید تامین به صندوق

جزوه آیین دادرسی مدنی

۶۷

دادگستری بسپارد بعد دستور موقت صادر می کند. به جهت اینکه اگر خسارتی از اجرای دستور موقت به خوانده

وارد شد میزان خسارت کند.

تامین در دستور موقت اولا الزامی است ثانیا شرط صدور دستور است.

تامین در دستور موقت حتما مال (منقول،غیرمنقول،وجه نقد) است نمی تواند ضمانت شخصی باشد.

نوع، میزان، مهلت سپردن تامین را همان دادگاه صادر کننده دستور مشخص می کند. تصمیم دادگاه در این سه

مورد قابل اعتراض نیست.

اجرای دستور موقت طبق ماده ۳۲۵ قانون آیین دادرسی مدنی مستلزم تائید حوزه قضایی است.

رئیس حوزه قضایی در شهرستان ها رئیس دادگستری یا معاون او.

رئیس حوزه قضایی در شهرهای بزرگ رئیس مجتمع قضایی یا معاون او.

برای رسیدگی به دستور موقت اصولا اصل تناظر رعایت می شود و طرف مقابل را احضار می کندو او دفاع می

کند ولی در موارد فوری بدون احضار طرف مقابل و در قوی ترین فرمان ممکن به تقاضای دستور موقت در روز

تعطیل و خارج از اوقات اداری و خارج از دادگاه باشد.

برای اجرای دستور موقت اصولا باید به طرف مقابل قبل از اجرا ابلاغ شود مگر اینکه موضوع فوری باشد.

هزینه درخواست دستور موقت تبصره ماده ۳۲۵ معادل هزینه دعوای غیر مالی است.

موضوع دستور موقت چه مواردی می تواند باشد:

۱ -یا فعل است (انجام کاری) دستور موقت مبنی بر اینکه شخص بیاید پل را اجرا کند.

۲ -منع فعل انجام، منع یک شخص از احداث ساختمان در ملک مورد ادعای خلع ید.

۳ -توقیف مال ماده ۳۱۶ قانون آیین دادرسی مدنی، یک خودرویی با سند رسمی فروخته شده شخص ثالث

نسبت به این انتقال اعتراض دارد و ابطال سند رسمی انتقال را دادخواست داده و دستور موقت توقیف اتومبیل.

دستور موقت اگر صادر شد قبول یا رد دستور مستقلا قابل اعتراض نیست اما به همراه تجدید نظر خواهی نسبت به

اصل دعوا می توان نسبت به آن در خواست داد ولی درکل قابل فرجامخواهی نیست.

خواهان دستور موقت را تقاضا کرد و تامین را هم سپرد تکلیف این تامین سپرده شده چه می شود؟

جزوه آیین دادرسی مدنی

۶۸

با توجه مواد ۳۸۸ و ۳۳۴ قانون آیین دادرسی مدنی باید بین دو حالت قائل به تفکیک شویم:

۱ .متقاضی دستور موقت با رای قطعی به اصل دعوا پیروزی می شود تامین سپرده شده به او مسترد می

شود.

۲ .متقاضی دستور موقت با رای قطعی شکست می خورد طرف قابل کسی که دستور موقت به زیان او

صادر شده می تواند از محل تامین مطالبه خسارت کند (ماده ۳۲۰ قانون آیین دادرسی مدنی و ملاک ۳۲۴ قانون

آیین دادرسی مدنی.

مطالبه خسارت از محل تامین سپرده شده نیازمند طرح یک دعوای تمام عیار است و داددگاه صالح به این ادعای

خسارت رسیدگی می شود و به کارشناس ارجاع می دهد.

لغو دستور موقت

۱ـ اگر دستور موقت قبل از طرح دعوای اصلی طرح شده باشد متقاضی باید ظرف ۲۰ روز دعوای اصلی را طرح

کند و اگر طرح نکرد به درخواست خوانده از دستور موقت رفع اثر می شود.

۲ـ اگر طرف دعوا که دستور موقت به زیان او اجرا می شود و تامین مناسب دهد، دادگاه در صورت مصلحت از

دستور موقت رفع اثر می کند. ماده ۳۲۱ قانون آیین دادرسی مدنی.

۳ـ متقاضی دستور موقت در اصل دعوا شکست خورد.

۴ـ در ماده ۳۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی، جهت و علت صدور دستور موقت مرتفع شود مثلا یک مالی در خطر

از بین رفتن بوده به خاطر تعدی و تفریط دستور موقت صادر و خواسته در محل امن نگهداری می شود خوانده

دعوای دستور موقت اثبات می کند مکان خواسته امن بوده است اینجا از دستور رفع اثر می شود.

قرار تامین خواسته : (مهم و کاربردی)

تامین خواسته :

توقیف عین خواست، یا معادل خواسته ، جایی که خواسته عین نیست یا عین هست قابل توقیف نیست.

مثلا خواسته مطالبه وجه چک به مبلغ ۱۰۰ میلیون است معادل ۱۰۰ میلیون به انضمام خسارات از اموال شهر توقیف

میکند.

جزوه آیین دادرسی مدنی

۶۹

تامین خواسته قبل از طرح اصل دعوا- یا در جریان رسیدگی یا ضمن دادخواست اصل دعوا طرح شود.

تامین خواسته قانونا نیاز به تقدیم دادخواست است.

اگر خواسته کمتر یا معادل ۲۰ میلیون تومان باشد تامین خواسته در صلاحیت شورای حل اختلاف است و اگر

بیشتر از ۲۰ میلیون باشد در صلاحیت دادگاه است.

صلاحیت محلی تامین خواسته از دادگاهی خواسته می شود که اصل دعوا صلاحیت آن قرار دارد.

توقیف ملک چون اصل دعوا در صلاحیت محل وقوع ملک است تامین خواسته آن هم در صلاحیت محلی

محل وقوع ملک است.

تامین خواسته در خواسته های مالی امکان پذیر است و خواسته باید معین و معلوم باشد. خواسته اگر کلا مجهول

باشد و فعلا معلوم نباشد فعلا تامین آن معنا ندارد.

مثلا: خواسته، مطالبه اجرت المثل ایام تصرف غاصبانه است . قبل از ارزیابی اجرت المثل تامین آن امکان ندارد.

سوال: وقتی خواهان درخواست تامین خواسته می دهد آیا مثل دستور موقت الزام به گرفتن تامین است یا خیر؟

طبق ماده ۱۰۸ صدور قرار تامین خواسته مستلزم این است که خسارت احتمالی اخذ شود.

تامینی که در تامین خواسته گرفته می شود همیشه وجه نقد است.

در مورد برخی از خواسته ها بند الف و ب ماده ۱۰۸ و ماده ۱۱۴ از متقاضی تامین گرفته نمی شود:

۱ـ خواسته مستند به سند رسمی باشد.

۲ـ خواسته مستند به اسناد تجاری واخواست شده باشد.

۳ـ خواسته در معرض تعدی و تفریط باشد.

در مقام رسیدگی به درخواست تامین خواسته اصل تناظر رعایت نمی شود به طرف مقابل ابلاغ نمی شود.

ماده ۱۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی در وقت فوق العاده

در مقام اجرا اصل بر این است که منوط به ابلاغ طرف مقابل است مگر اینکه اجرای آن فوریت داشته باشد.

جزوه آیین دادرسی مدنی

۷۰

تکلیف آن تامینی که خواهان طبق ماده ۱۰۸ می سپارد چه می شود؟

بین دو حالت باید قائل به تفکیک شویم:

۱ـ خواهان متقاضی تامین خواسته در اصل دعوا با حکم قطعی پیروز شود به دادگاه درخواس می دهد و حکم

قطعی را پیوست می کند و دادگاه حکم رفع توقیف از تامین سپرده را صادر می کند.

۲ـ خواهان متقاضی تامین خواسته در اصل دعوا با حکم قطعی شکست خورد:

خوانده می تواند طبق ماده ۱۲۰ از محل تامین سپرده شده مطالبه خسارت کند . مطالبه خسارت در حدود ماده ۱۲۰

نیاز به تقدیم دادخواست ندارد و هزینه دادرسی ندارد رسیدگی در وقت فوق العاده انجام می شود و دادگاه اگر

احراز کرددر اجرای تامین خواسته خسارت وارد شده است میزان خسارت از طریق کارشناس تعیین می کند و

تصمیم دادگاه ناشی از اجرای قرار تامین خواسته و مطالبه خسارت قطعی است.

تبدیل تامین یا تغییر مال توقیف شده است:

سوال: در اجرای قرار تامین خواسته خانه توقیف کردم و اگر متوجه شوم مغازه ای هم دارد آیا می تواند

درخواست کنم که خانه آزاد شود و مغازه توقیف شود؟

طبق ماده ۱۲۴ قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۵۳ قانون اجرای محکومیتهای مالی تغییر مال توقیف شده امکان

پذیر است.

توقیف اموال خوانده در قرار تامین خواسته از جهت تشریفات توقیف تابع تشریفات توقیف در بحث اجرای احکام

می باشد. هدف از توقیف تامین خواسته از محل توقیف شده است و مستثنیات دین در اجرای احکام رعایت می

شود.

فهرست
مشاوره حقوقی تلفنی
Open chat
مشاوره حقوقی آنلاین